شنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۵
خانه / مقالات / فرهنگ بوشهر / ادبیات فولکلور / شعر بادنگون- طالب هاشمی
شعر بادنگون- طالب هاشمی

شعر بادنگون- طالب هاشمی

 

های بادنگون های گوش کن پی تنم
لامروت سرت واگردن منم
دک بزن ای خونه زلمت خراب
می کجا میخی بری پی ای شتاب

می نمی شناسی منم ای بی وفا
شاید از ما رفته یادت نا نها

هم منم که پی تو بیدم مث ککا
روز وشو از تو نویمیدم جدا

هم منم که ای نبیدت در حضور
تکه میرفت از گلیم دومن و زور

هر زمانی سفرمون ویمی دراز
صدر مجلس می نشندیمت و ناز

پشت پا ای میزن وت اغنیا
می گرفتیمت بغل ما بی ریا

ای نمیخواسن تنه بعضی پشیز
باز بیدی پیش ما خیلی عزیز

تا تو ارزون بیدی و کم مشتری
غصه از ما دیر بی مهنت بری

می چتو یک دفعه واویدی گرون
ری زمین بیدی و رفتی آسمون

می چه واوی کین چنین واویدیه
پی بزرگون هم نشین واویدیه

روغنی میخوام بدونم یا پنیر
یا برنج صادراتی ای فقیر

ای کلوکت از تنت واوو جدا
می بخوالت پسه ای یا لوبیا

ریت و الانت سیاه تر بو هنی
می تنم مرغی که پی ما دشمنی

او کسی که مرغ سه نومت نها
تعنه بی راسی نگیرش ری سیاه

الغرض ای قاتغ نون فقیر
ایقه سی طالو خوته بالا نگیر

تو غلامی جون مو شاهی نکن
هم سری پی مرغ و پی ماهی نکن

ای دراری پر بری تا ور فلک
ای بادنگون هم نشینی پی للک

راست گفت شاعر که ای روزی گدا
معتبر واوی ویمو بی خدا

شاعر: سید طالب هاشمی

کلیپ صوتیبادنگون

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>