شنبه , ۲۰ آذر ۱۳۹۵
خانه / مقالات / زندگینامه / نیمای جنوب “محمد رضا نعمتی زاده”

نیمای جنوب “محمد رضا نعمتی زاده”

نیمای جنوب

محمد رضا نعمتی زاده در۱۰/۱۲/۱۳۱۳در شهر بوشهر به دنیا آمد و در نوزدهم اسفندماه شصت و هفت در شهر بوشهر نیز چشم از جهان بست . نعمتی زاده اولین شاعر جنوبی است که با شعر نیمایی آشنا شد و به استقبال شعر نیما رفت . وی از شاعران مطرح دهه های ۳۰و۴۰و ۵۰بود و از وی شعرهای بسیاری در مطبوعات ادبی آن زمان به چاپ می رسید . نعمتی زاده در سال ۱۳۳۶ توانست اولین دفتر شعر خود « پس از سکوت » را چاپ و منتشر سازد .وی در کنار فعالیتهای ادبی به فعالیت های سیاسی نیز می پرداخت بدلیل همین مبارزات سیاسی بارها توسط ساواک بازداشت وزندانی شد .

از نعمتی زاده پس از مرگ وی دو مجموعه کوچ و فصل خاکستر به چاپ رسیده است.

۱)

در دل منی و باز دور و بیکرانه ای

دور از منی و با دلم هم آشیانه ای

دل به بیکرانه ها به دیدن تو پر زند

با صدای بالها ، میان لب ترانه ای

جان که آسمان بیکران بی حدود توست

آب اوست ، نور و دانه ی ستاره ، دانه ای

باغ بیشمار از تو باردار و بارور

ای تو باعث درخت و اصل هر جوانه ای

ای تجلی غریب تو به ذره و به سنگ

طور پر فروغ ، از تو کمترین زبانه ای

خون میان رگ به اسم توست مرتسم ، به اسم تو

موج نور در میان رشته ها روانه ای

هر نشانه ای به قالبی ز اسم تو ، ز اسم تو ، ز اسم تو

نقش اسم تو نوشته روی هر نشانه ای

ای نوشته ،

رشته رشته

ریشه ریشه

ای همیشه

ـ             ـ ای خدا ! تو جوهر یگانه ای

گردوی بلند

کوه سر کشیده ، پر کشیده در فضا

ذات بی زوال نور

باعث درخت دور آسمانه ای

از شرابت ای طبیب دلنواز مهربان من

بیقرار می پرم ، ز لانه ای ، به لانه ای

می پرم ز شاخه ای ، به شاخه ای ، ز شاخه ای

سر بروی شانه ها ز شانه ای به شانه ای

خواب من ، لبالب از جمال دلپسند توست

تو فراتر از گمان رساتر از گمانه ای

ذکر تو ، چو فکر تو ، چراغ پر تسلی ام

ای دوای دل ، فروغ جان ، فراغ خانه ای

۲) برای باران

رعد می تازد

ابر تیره رنگ میبازد

آسمان خشمگین را نیست ، اما بذل بارانی بر این متروک

دشت ابر از ساقه های نورس باران تهیست

التجای دستها جاریست بر درگاه پیر آفرینش کار

تا که این پیر کهن ، از بارگاه راز

زیر این نیلی کبوترهای باران را دهد پرواز

****

کوچه ـ باغ دهکده خاموش

بانگ پائی نیست

نه شباش باز یاران،

نه سرود کودکان با جامه های نو سوار اسب چوبی در بهاران

نه نسیم از دشت پیغام بهاری تازه می‌آرد،

نه زبان برگها را آب

رد پای مرغ باران نیست روی خاک

برق پشت برق ، اما برق بی باران

باد پشت باد ، اما زاد راهش ، گرد

آی باران

یاد داری دشتهای روستا ، از گرد باد سم اسبان ، گرد آگین بود

یاد داری اسب من، از اسب های ده سبق می برد

آه، ای باران

یاد آن اسب کهر ، و آن تر کتازیها

یاد آن آتش فروزی ، تر که بازیها

بی قصیل سبز، اسب برزگر جان داد

وه ، چه بیمقدار ، جان مادیانی پیر،

پیره سگهای خداوندان زور و زر ، سلامت باد

*****

آی باران

چاشت بند هر شبان، حتی ز نان خالیست

ماکیان، از بی غذایی ، نیم مرده ، نیم سر در بال

بیضه مرغی که شام کودکان لخت دهقان بود، حتی نیست

*****

آی باران، قطره آبی

ریشه‌ها ، آب از تو می خواهند

چشمه‌ها ، خشک است

هان بگو آبشخور آهو ، کجا خواهد شد از این پس؟

بازیار پیر ما در فصل خرمن ، دخترش را شوی خواهد داد

گرنباری، آی باران

با عروس ما، جهیزی از جو و گندم نخواهد بود

آی باران ،

یاد آن قد رشید ساقه‌های سبز گندم در فراخ دشت

یاد آن دختر، که دادیمش بدست شوی،

یاد داری، شرمگین دزدانه لبخندش؟

کودکی کاکل زری او راست اکنون ، گرسنه ، اما

*****

ده دریغا گوی بارانیست، ای باران

مفرش بام گلین ما ، نه جای پا  تست

مقدمت را گفته بودم گل فشانم ، لیگ ،

غنچه های تشنه لب،

در میان بازوان ساقه‌ها،

سر نهاده روی شانه، مرده‌اند

 

*****

آی باران ،

گر دریغ از آب ، بر این تشنگان خسته خواهی کرد،

نشنوی دیگر، سرود چاووشان در دشت،

بانگ زنگ اشتران دیگر نمی‌ریزد بگوش کوه

از اجاق دیگجوش زائران، در پای آن پیر ملال‌انگیز بی معجز

ابر دودی بر نخواهد شد.

گر چنین، بی بذل ماند دست باران ز آستین ابر

پارسا، حتی نخواهد سود پیشانی، به محراب عبادتگاه

 

*****

همچنان ابر است و ابر و ابر

همچنان رعد است رعد و رعد،

آسمان خشمگین را نیست اما بذل بارانی بر این متروک

 

بندر بوشهر : زمستان ۱۳۳۶

منبع: وبلاگ بوشهریها

برای مطالعه اشعار بیشتر از مرحوم نعمتی زاده به وبلاگ نیمای جنوب مراجعه کنید.

یک نظر

  1. استاد نعمتی زاده قبل از شاعر وادیب بودن انسانی فرهیخته بود که حرف عملش به غایت بهم نزدیک بود راست گفتار و درست کردار بود…درون اشعارش ذوب شده بود همان بود که می نوشت وهمان می نوشت که بود.صادق ترین انسانی که دبده بودم یادش گرامی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>