دمام

ساز دمام (dammam) که در تقسیم بندی سازها جزو سازهای کوبه ای ست با نوسان پوست به صدا در می آید و در دسته ی سازهای کوبه ای استوانه ای شکل قرار می گیرد. آن چه از تصویر نگاری های گذشته مشهود است حداقل در 4000 سال پیش در بین النهرین و مصر طبل هایی یافت می شده که بعضی از آن ها تاکنون به یادگار مانده است.

مردم طبل ها را وسیله ای جادویی و قابل ستایش می شمردند و آن را به منظور دفع بدبختی و شومی و یا به هنگام فراخوان ارواح پاک می نواختند. طبل ها برای اعلام خبر مربوط به امور نظامی هم به کار رفته اند، همان گونه که برای آواز و پایکوبی نیز مورد استفاده فراوان داشتند. دمام نیز ازاین امور در طول تاریخ مستثنی نبوده است. طناب پیچی دمام به شکلy بوده که شبیه سازهای کوبه ای آفریقایی و هندی می باشد.ظاهراً نام این ساز را از صدای آن تقلید کرده اند.

همچون سازی آفریقایی به نام دم دم  (doum doum) بعید نیست که این ساز نیز در اصل به همین نام بوده و بعدها در گویش بومی مردم بوشهر، به تدریج تغییر شکل داده، یعنی اگر بر اثر مرور زمان حرفd از بخش دوم (doum doum )افتاده باشد به عبارت doumoum یاdoummoum می رسیم و می توانdammam را تعدیل یافته ی این عبارت دانست.

نکته ای دیگر که به شدت این فرضیه را تقویت می نماید مراسم دم دم سحری (dom dom sahari) است که سحرگاهان در ماه مبارک رمضان در بوشهر اجرا می شود. گفتنی ست در این مراسم فقط از ساز کوبه ای دمام استفاده می شود و واضح است که نام این مراسم نیز از صدای این ساز گرفته شده است.

از جمله سازهای کوبه ای جنوب ایران خصوصاً بوشهر«دمام» است. این ساز پر اسرار که مدت هاست در منطقه ی بوشهر به عنوان مهمان بوده و البته امروز به عنوان یکی از سازهای بومی این منطقه به شمار می آید، در سالیان اخیر مورد توجه خاص هنر دوستان ومحققان موسیقی واقع شده و مخیله ی آنان را به افسانه ها سوق داده است.

کلمه “دمام” به دو معنی جداگانه در بین مردم بوشهر کاربرد دارد:

یکی ساز دمام و دیگری مراسم اجرای دمام که به آن “سنج و دمام” نیز می گویند. ساز دمام در بوشهر موارد استفاده ی متعدد داشته که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف: زمانی که می خواستند لنجی جدید و نو راهی کنند، ضمن شادمانی از دمام نیز استفاده می کردند.

ب: زمانی که می خواستند مال التجاره را از بوم های بزرگ به ساحل منتقل کنند. این کشتی های بزرگ بادبانی که توانایی پهلو گرفتن را نداشتند و بالاجبار در لنگرگاه لنگر می انداختند همیشه توسط قایق های کوچکی که به «تشاله» معروف بودند، تخلیه می شدند و جاشوها که سیاه پوستان آفریقایی بودند در هنگام پارو زدن نوایی را که به آن “نیمه” می گویند، می خواندند.

ج: در مراسمی که به طور عمومی به «زار » معروف است نیز از دمام استفاده می شود. این مراسم که برای درمان روحی افراد «جن زده» استفاده می شود با آوازهایی به سبک آفریقایی ها و سازهای مختلفی از جمله دمام همراهی می شود. از جمله سازهای کوبه ای دیگر سازی شبیه به «تیمپو» بوده که از چوب ساخته می شد. این مراسم که سوغات آفریقایی ها ست در بوشهر نیز با یک نما پذیری بومی- مذهبی به اجرا در می آید تا فرد بیمار درمان شود.

د: دم دم سحری (dom dom sahari) نیز از جمله مراسمی است که در اجرای آن از دمام کمک گرفته می شود. این مراسم برای بیدار کردن مردم هنگام سحر در ماه مبارک رمضان به اجرا در می آید.

302832_211465758986948_2042934925_n

ه: نیمه های شراع: شراع یا بادبان نیز در هنگام بالا رفتن با دمام زدن توأم بوده که ریتم دمام ها مانند تمامی آوازهای کار (نیمه) با حرکت و سرعت دست های ملوانان تنظیم می گردد.

و: شخ سین(shakh sein) نیز مراسم دیگری است که با دمام همراه می شد. در این خصوص روایتی را از یکی از ساکنین کوی بهبهانی، مرحومه خانم “بدر الملوک اکبر بوشهری” ذکر می کنم: “وقتی که کودک بودم در منزل آقای«علم» مجتهد بوشهری شاهد بودم که گروهی از مردم که به آنها “شخ سینی” می گفتند، وارد شدند . در آن جا عزاداری امام حسین(ع) انجام می شد و این گروه که همگی سیاه پوست بودند شروع به نوحه خوانی کردند. تعدادی دمام زن هم با نوایی غیر از نوای سنج و دمام آنها را همراهی می کردند.
شخ سینی ها با یکدیگر به شمشیر بازی می پرداختند تا جایی که به اوج این مراسم می رسیدند و «حسین حسین» گویان شمشیرهای آخته را بر فرق خود می کوفتند. اینان در حالی که کفن بر تن داشتند با سرو صورتی غرق در خون از محفل خارج می شدند”.

مراسم “شخ سینی” حدود شصت سال است که به فراموشی سپرده شده است. این مراسم احتمالاً دارای ریشه ی آفریقایی است. مراسمی دیگر نیز با عنوان “شیخ فرج” توسط سیاه پوستان در خارگ اجرا می شده که در کتاب “موسیقی نواحی ایران ” تألیف محمدرضا درویشی به نقل از جلال آل احمد آمده: «رقص هم داشتند به اسم«شیخ فرج» مخصوص سیاهان و سوغات آنها از آفریقا است که همه در آن می توانسته اند شرکت کنند. رقص میان دار داشته است یا کدخدایی یا رئیسی برای تمام مدت عمر که شاید اولین آنها چنین نام و نشانی داشته است که خود رقص به این نام مشهور شده است… همه در خانه ی میان دار یا کدخدا جمع می شده اند و به آهنگ تنبک های متعدد تک تک به رقص بر می خاستند تا عاقبت همه بر پا می شدند و جنبان آنقدر می رقصیدند تا بی حال و کف بر لب بیفتند. نام هر یک از شرکت کنندگان در رقص نیز شیخ فرج بود. شیخ فرج کوچیکو، شیخ فرج بزرگو، شیخ فرج سیاهو و یا سفیدو. گویا این رقص فرق دارد با آنچه در جنوب ایران به زار می شناسند.»

ز: هنگامی که کشتی ها را به منظور استراحت و یا برداشتن آب متوقف می کردند، در این حالت نیز جاشوها با دمام زدن پیاده می شدند. در این خصوص ناخدا «حاج حسین بزن» از بندرگاه بوشهر می گفت:«هر گاه کشتی ها برای برداشتن آب و یا استراحت به بندر می رسیدند، ملاحان با دمام پیاده می شدند و همینطور در هنگام سوار شدن، البته منظور ساز دمام است نه سنج و دمام».

ح: سبالو(sebaloo) مراسمی است که در گذشته ی نه چندان دور در بوشهر اجرا می شده و نوازندگان آن را سیاهان تشکیل می دادند و به آنها سبالوها می گفتند. سبالوها مراسمی ویژه داشتند که در بعضی مراسم مهم و یا عروسی ها هنرنمایی می کردند.
بعدها به هر گروه بزمی «سبالو» اتلاق شد که احتمالاً ریشه در مراسم مذهبی دارد این مراسم به تدریج تغییر و به عنوان یک فرم بزمی جا افتاد. در این زمینه روایتی از مرحوم جعفر بردک نیا می خوانیم:

«در زمان قدیم سیاهان بوشهر- که بردگان تجار بوشهری بودند- هفته ای یک روز در میدان گاه حمام طلا جمع می شدند. آنها از سازهایی چون دمام، دیره و یک ساز مخروطی چوبی شکل مانند تیمپو برای مراسم استفاده می کردند. حرکات موزون و ریتم های آفریقایی یکی از شاخص های این مراسم بوده. آنها ضمن رقص، آواز نیز می خواندند و گاهی از خود بی خود می شدند ومی رقصیدند. آنها زنگ هایی نیز به پا می بستند».

375466_176195619147138_1529630764_n
در این که ساز دمام یک ساز وارداتی است و پوست گیری آن در بوشهر انجام می شده شکی نیست، اما چگونه و چطور؟ یک احتمال وجود دارد اینکه این ساز از کشور هندوستان وارد ایران شده باشد. در این باره سیدعبدالعزیز بلادی چنین می گوید:« در شهر دهلی مرکز هندوستان در سال1371 شمسی دو تصویر بزرگ بر دیوار کشیده شده بود به طوری که تصور می شد این تصاویر، عکس هایی ست از مراسم سنج و دمام در یکی از محلات بوشهر! در آن نقاشی ها تمام افراد نوازنده همچون بعضی از نوازندگان قدیم بوشهر لنگوته(نوعی پایین پوش) بسته بودند اما چیزی به عنوان پیراهن و تن پوش نپوشیده بودند. تعدای دمام و سنج عیناً به همان ترتیب مراسم در بوشهر در عکس نیز رویت می شد و همینطور بوق، با این تفاوت که در محلات بوشهر فقط یک بوق گروه دمامی ها را همراهی می کند حال آنکه در عکس مذکور سه یا چهار بوق دیده می شد»در پاکستان نیز شبیه این مراسم اجرا می شود، حال آن که در آفریقا تنها ساز دمام و ریتم های آن وجود دارد. ضمن تحقیق از یکی از برسازان(کسانی که به مراسم سینه زنی نظم می دهند) از مسجد بهبهانی های بوشهر – حاج آقا غلامی- دریافتیم که همه ی دمام ها و نیز مراسم سنج و دمام از هند آمده است و این نکته مربوط به قبل از ورود بردگان سیاه پوست به بوشهر بوده است. ولی در عین حال او می گفت که سیاهان مهارت ویژه ای در نواختن دمام دارند.
گرم کردن دمام

در بین مردم در خصوص ورود دمام به بوشهر روایات متفاوتی وجود دارد: بعضی ها اعتقاد دارند که این ساز با برده های آفریقایی که برای تجار بوشهری کار می کردند آورده شده، بعضی ها نیز می گویند که بوشهری ها به طور غیر مستقیم نوازندگی این ساز را یاد گرفته اند یعنی ساز از هند آورده شده ولی نوازندگی آن را با کمک سیاهان ابداع کرده اند. همچنین این اعتقاد وجود دارد که وقتی کشتی خارجی قصد ترک بندر را داشته از آن جا که وسایلی برای گردآوردن ملوانان و کارگران کشتی نبوده، بردگان آن کشتی با نواختن بر روی دمام ها، همگان را از جدا شدن کشتی از اسکله آگاه می نمودند و مردم بوشهر که نظاره گر بودند این مراسم را پسندیده و برای گرد آمدن سوگواران برای عزاداری امام حسین(ع) به کار بستند ، نیز روایت است که این مراسم توسط سیاهپوستان آفریقایی مقیم بوشهر صورت گرفته، بدین شکل که قبل از آمدن به بوشهر این مراسم مذهبی را اجرا می کردند و پس از آمدن به بوشهر نیز آن را در عزاداری امام حسین (ع) به کار گرفتند. نقلی دیگر نیز وجود دارد و آن داستان شخص سیاه پوستی است به نام «شمبلو». شمبلو، غلام تاجری به نام حاج رئیس بود. در محله شنبدی این شخص گاهی سیاهان را از اطراف بوشهر جمع می کرد و مراسمی به شکل سنج و دمام به راه می انداخت.

دمام از چه اجزایی تشکیل می شود؟
1 – پیپ : از کلمه ی انگلیسی pipe گرفته شده و به بدنه ی استوانه ای شکل دمام بدون پوست ، بند و چمبره اطلاق می شود. پیپ های یک تکه ی چوبی را کلاً به پیپ گرمی (gorm) می شناسند. پیپ، قطعه ای از تنه ی یک درخت بوده که درون آن را خالی می کردند و رویش را صیقل می دادند و برای استحکام و زیبایی بر روی آن روغن ورنیس می زدند.

2 – چمبره یا چمبر (chambareh) :حلقه ای است از جنس میله های باریک فلزی یا نی های خاص به نام بمبو، نی باز و یا خیزران که آن را مدور می سازند. برای اینکه این نی قابل انعطاف باشد، آن را در آب می گذارند تا نرم شود، سپس آن را مدور کرده با بند دو سر آن را می بندند و اصطلاحاً آن را «لکه پیچی» می کنند.این عمل که به معنی پیچاندن تکه های پارچه و یا الیاف به دور چمبره می باشد، آن قدر ادامه می یابد تا قطر نی و یا میله به حدود 3 سانتیمتر برسد. البته در گذشته دمام هایی که به بوشهر می آوردند دارای چمبره هایی متفاوت با چمبره های امروزی بوده اند. آن چمبره ها را از جنس خود دمام ها ساختند و سپس لکه پیچی می کردند. هر دمام، چهار چمبره دارد که دو به دو هم اندازه اند. چمبره ای که ابتدا بر روی پوست قرارمی گیرد باید کوچکتر باشد. چمبره ها در کل باید اندکی از دهانه ی دمام، بزرگتر باشند.چمبره ها به منظور نگهداری پوست ها در نظر گرفته می شوند تا بتوانند توسط بندی که در آن می گذرانند پوست دمام را بکشند و دمام ها را کوک کنند.

3 – پوست: برای ساخت دمام معمولاً از پوست بز پس از دباغی و زایل کردن موها استفاده می شود. گاهی در گذشته از پوست آهو نیز استفاده شده است.

4- بند: برای ساخت دمام از بندهای الیافی استفاده می شود. این الیاف معمولاًاز محصول درخت های خرما و یا نارگیل است که از انواع آن می توان بند «گش» یا «کمبال» را نام برد. این نوع بند را نیز از کشورهای آفریقایی و یا شهر بمبئی می آوردند.

وسایل دمام سازی
1- سوزن بزرگ(سوزن جوال دوز)
2 – سمبه، ماکری و یا گوه: این وسیله تکه چوبی هرمی شکل است که بین چمبره و پیپ دمام قرار می دهند تا بند به آسانی از آن عبور کند.
3 – چوب هزام: چوب هزام دارای اندازه ای بین30 تا 40 سانتیمتر است و آن را معمولاً از چوب های محکم مثل کُنار می سازند.

نحوه ی ساخت دمام
ابتدا پوست را می گندانند، البته برخی برای بر طرف کردن موها آن را تیغ می زنند. شیوه ی سنتی گندانیدن پوست در بوشهر به این شکل است که پوست را در خاکستر داغ می انداختند تا چربی های زایداز آن جدا شود و پس از گندانیدن، پوست را به دریا می بردند تا ضمن شستشوی آن با آب شور دریا، موها نیز به راحتی از آن جدا شود. آنگاه پوست عاری از مو و چربی را بر روی دمام می کشیدند. برای یک دمام، دو پوست برای دو سر آن لازم است. سپس چمبره کوچکتر را روی پوست قرار می دهند، اضافات پوست را روی آن بر می گردانند طوری که چمبره ی دوم روی پوست بر گردانده شده، روی چمبره اول قرار گیرد. سپس پوست را دوباره به جهت اول برمی گردانند. حال دو چمبره در لابه لای پوست ها محو شده اند. برای پوست دوم نیز عیناً به همین شکل عمل می شود.سپس نوبت به قاب بندی دمام می رسد برای این که چمبره ها پس از خشک شدن رو به بالا برنگردند و پوست ها شکل خود را از دست ندهند. قاب بندی در واقع بستن پوست ها به طور افقی بر روی چمبره هاست. این عمل توسط بندی به نام «ستلی» انجام می شود. قاب بندی، عملی موقتی است که پس از خشک شدن پوست ها، باید بندهای ستلی را از روی شان برداشت.

بعد از قاب بندی دمام نوبت به بند اندازی آن می شود. در این مرحله سوزن بزرگی که با خود بند دمام را می کشد از بین چمبره و دمام عبور می دهند. برای سهولت کار سمبه را با فشار بین پیپ و چمبره ها قرار می دهند تا بند به آسانی عبور کند. روی هر پوست دمام معمولاً هفت و یا هشت سوراخ برای گذراندن بند تعبیه می شود.

بعد از این که بندها را عبور دادند، نوبت به بند کشی می رسد. برای این کار ، دمام را برای چند روزی در جایی که باد خشک می وزد، قرار می دهند. در قدیم این دمام ها را در راه پله های طبقات فوقانی منازل قرار می دادند . در این مرحله ، دمام ها نباید در معرض آفتاب قرار گیرد و برای خشک شدن پوست، دقت می شود تا این کار فقط با جریان باد انجام پذیرد. سپس دمام را بندکشی می کنند. البته دمام نو باید تا چند بار پس از استفاده، دوباره بندکشی شود تا کاملاً پوست آن جا بیفتد.

طریقه ی بندکشی
دو نفر در طرفین دمام نشسته، توسط چوب هزام، بندهای رد شده را یکی پس از دیگری از ابتدا می کشند.این مرحله را کشیدن و یا “تیت کردن ” ( tyet ) ، “سنات کردن ” (senat) و یا “سمت کردن ” گویند.
“هزام ” کردن -که گاهی ازام نیز گفته می شود- هنگامی است که بند را دور دمام با روشی خاص می بندند.برای این کار انتهای بند رابا قسمت قبل که از زیر چمبره گذشته گره می زنند، سپس دو به دو بندها را که به شکل 7 یا 8 می باشد به هم نزدیک می کنند. این کار به منظور سفت تر شدن (تیت کردن)بندها است که در نهایت به کشیده شدن بیشتر پوست و زیرتر شدن صدای دمام می انجامد.

دمام زنی بوشهر
نکاتی در خصوص دمام
هر چند که دمام های موجود را همگی گُرمی (gormi) می دانند، ولی بعضی از آن ها به دمام هندی مشهورند. مردم تصور می کنند آن دسته از دمام های غیر هندی از ملیوار و زنگبار آورده شده و به عبارتی آفریقایی هستند.پس از بررسی در می یابیم که در شکل ظاهری دمام ها نیز تفاوت هایی وجود دارد. بعضی بدون کنده کاری و نقش و بعضی کنده کاری شده اند. بعضی دارای اندکی قوس هستند و بعضی کاملاً صاف و استوانه ای شکل اند.
برخی از مردم آن دسته از دمام های شکم دار پر نقش را “هندی” می دانند. دمام ها در مجموع دارای یک وزن نیستند و این مورد ناشی از تفاوت در جنس چوب دمام ها است، پس علی رغم این که به تمامی دمام های چوبی یک تکه در بوشهر”گُرم” اطلاق می شود،ولی همه ی آن ها از یک جنس نیستند. قدمت دمام های استوانه ای(آفریقایی) در بوشهر از سایر دمام ها بیشتر است.
البته هم اکنون پیپ در انواع مختلف در بوشهر موجود می باشد که از آن جمله است: پیپ هایی که از کنار هم گذاشتن چوب هایی به طول تقریبی یک دمام وعرض دو سانتیمتر پس از پرداخت لازم و چسب چوب زدن به شکل پیپ های قدیمی می سازند و دیگر پیپ هایی که از فلز ساخته شده و به پیپ پلیتی (peleyti) معروف اند.نکته ی دیگر این که آخرین دمام های یک تکه ی چوبی که از خارج خریداری شده، دمام های هندی ست که در سال 1373 از هند خریداری شده و اکنون در مسجد صلح آباد بوشهر موجود است. در هند شهری است به نام «پونه» یا «پونا» که در آن سنج، دمام و بوق فراوان یافت می شود.
 

موسیقی بوشهر

موسیقی بوشهر

در موسیقی بوشهر، همچون موسیقی دیگر مناطق، انواع احساسات و حالات درونی نوازنده و یا خواننده، همچنین تعدد سبک‌های اجرایی مرتبط با ساختمان و بافت گام و یا به عبارتی مربوط به گوناگونی فواصل یا ایستگاه‌های صداهای تشکیل دهنده گام آهنگ هاست. پس از این جهت، اهمیت بررسی گام‌های مختلف سازی (نی انبان و نی جفتی و همچنین آوازی در قطعات بدون ساز) برای ما مسلم می‌شود. برای این کهموسیقی بوشهری را بشناسیم، باید زبان محلی بوشهری‌ها را بشناسیم، چرا که موسیقی محلی هر منطقه‌ای ارتباط مستقیمی با زبان آن منطقه دارد؛ در واقع ریتم، سرعت، تکیه صدا و به طور کلی فرم در موسیقی هر منطقه، ارتباط مستقیم با زبان آن منطقه دارد و به همین دلیل است که در بوشهر، موسیقی هر محله با محله دیگر تغییرات اندکی دارد، چرا که در گویش آنها تفاوت‌هایی اندک به چشم می‌‌خورد و هر چه اختلاف لهجه میان محله‌ها بیشتر می‌شود، تفاوت در موسیقی آنها آشکارتر می‌‌نماید.

این امر باعث پیدایش سبک‌های مختلف شروه و لالایی در بوشهر شده است، مثلاً با بررسی موسیقی نی انبان این طور به نظر می‌آید که تکیه صدا معمولاً بر ضرب دوم قرار می‌گیرد. باید در نظر داشت مواردی چون تکیه صوتی، اوج و فرود، نوسانات آهنگین، تم، ریتم و سرعت، موتیو و نحوه بسط آن، رنگ صدا، حالت‌های ضربی و نغمه‌ای و مهم تر از همه فواصل موسیقیایی (گام) در تعیین شخصیت موسیقی هر منطقه نقشی موثر دارد و تفاوت در موارد فوق است که تفاوت در موسیقی مناطق را حاصل می‌شود. به عبارتی دیگر پاسخ موارد فوق در مورد اکثر نغمه‌های بوشهری _ به جز پاره‌ای از آنها _ چون بعضی نوحه‌ها یکسان است.

چند صدایی در موسیقی بوشهر

چند صدایی در موسیقی بوشهر به جز یک مورد، آن هم در «خیام خوانی»، اغلب تابع دگرصدایی (هتروفونی) است و این با چندصدایی (پلی فونی) متفاوت است. این نوع چند صدایی در واقع تکرار یک ملودی واحد توسط نوازنده و خواننده و یا چند خواننده صورت می‌گیرد که به برخورد ناخودآگاه می‌‌انجامد که این برخورد اصوات به هیچ وجه تابع روابط هارمونی نیست. از جمله موارد چند صدایی می‌توان به تقلید ملودی توسط خواننده و یا نوازنده اشاره کرد که این تکرار خط نغمه (ملودی) توسط خواننده، به طور متناوب و یا با تأخیر صورت می‌گیرد که در این مورد می‌توان به بعضی نوحه‌های پامنبری و ذکرها اشاره داشت که نوعی تقلیدخوانی را در پی دارد. از دیگر موارد چندصدایی در موسیقی بوشهر، اجرای فرم واخوان در نوازندگی نی انبان و یا نی جفتی است که نوعی موازی‌خوانی را در پی دارد که صدای واخوان حرکت بالارونده و پایین رونده نغمه را تعقیب می‌کند. در برخی گونه‌های «یزله» و «نِیمه» نیز به نوعی پاسخ‌خوانی (رسپانسوریال) برخورد می‌‌کنیم. در این نوع چند صدایی، تک خوان هنوز بند خود را به پایان نبرده که بند بعد توسط کر اجرا می‌شود. در این لحظه با تلاقی تک خوان و کر، نوعی چندصدایی به وجود می‌آید .این روش علاوه بر فرم‌های یادشده در عزای سرپایی بانوان و همچنین یزله عزا نیز به چشم می‌‌خورد.

گونه‌های نی‌انبان

از جمله رنگ آمیزی‌های نوازندگی که ویژه این ساز می‌‌باشد، استفاده فاصله اول گام لا به لای فواصل بعدی است که گاهی به منظور تأکید، این فن رعایت می‌شود که علاوه بر تأکید، بر زیبایی ملودی نیز می‌‌افزاید. نوازنده گاهی با اشاره‌های پی در پی بر فواصل پیشین، باعث ویبره در فواصل کشش دار می‌شود. به عنوان مثال زمانی که ملودی در «حاجیانی» به فاصله پنجم می‌‌رسد و نوازنده چهار سوراخ پایین را رها کرده و به طور هم‌زمان ضمن اشارات پی در پی انگشت بر سوراخ دوم، موجب لرزه در کشش ایجاد شده (فاصله پنجم) می‌شود و هنگامی که بر فاصله ششم تأکید می‌کند، با اشاره به سوراخ سوم موجب لرزه در آن فاصله می‌گردد. فرود ملودی‌های اجرایی غالباً بر فاصله دوم این ساز قرار دارد. روند حرکت ملودی بیشتر از فاصله دوم تا پنجم گام می‌‌باشد و به فاصله ششم در بعضی اوقات اشاره می‌شود. همان طور که آمد این ساز ۶ سوراخ داشته و به طور طبیعی وسعت صوتی آن یک گام است و نوازندگان کمتر از فاصله هفتم این گام استفاده می‌کنند. هر چند نوازندگان جدید گاهی با فشار مضاعف فاصله اکتاو فاصله اول را نیز به کار می‌‌گیرند، ولی آن چه که مورد مبحث فوق بوده همان نوازندگی سنتی این ساز می‌‌باشد. با تغییرات مایه در هر فرم، تم‌ها به شکل فی‌البداهه شکل می‌‌گیرند و تکرار تم‌ها تقلیدی را به دنبال دارند. با بررسی تم در واقع می‌توان به زبان موسیقیایی یک ملودی پی برد. موسیقی نی انبان و همین طور برخی دیگر از فرم‌های موسیقی بوشهر _ همچون “نِیمه”ها و “یزله”ها _ در گذشته غالباً پنج تنی و یا پنج صدایی بوده است و ملودی‌ها در گام‌های پنج تنی اجرا می‌‌شده است. هر چند که با مرور زمان این ملودی‌ها غنی تر شده و گاهی از فواصل بعدی در گام نیز استفاده کرده اند. ضرباهنگ‌های مختلف فرم‌های نی انبان بر گرفته از ریتم‌های ۲/۴، ۳/۴، ۶/۸ است. در پایان هر گونه، نوازنده با آزاد کردن ریتم و فرود بر فاصله دوم گام، ساز ضربی را مجبور به توقف می‌کند، البته توقفی به مرور نه ناگهانی. یک قطعه سازی به طور کلی دارای بن‌مایه و موضوع ویژه به خود است؛ در نوازندگی نی‌انبان هر چند اصول نوازندگی تابع فرمی است که اجرا می‌شود و قطعات سازی نیز مشخص است، ولی نوازنده اصولاً بداهه نواز است. توالی قطعات سازی را خود ضمن نوازندگی تنظیم می‌کند و بسط بن‌مایه (موتیو) نیز در اختیار خود اوست و در بعضی اوقات ضمن نوازندگی دست به آهنگ سازی زده و قطعه تازه‌ای را بیافریند. نوازنده پیش از آغاز هر قطعه با متر مشخص، قطعاتی با متر آزاد می‌‌نوازد که به این قطعات در اصطلاح محلی «حاجیونی»، «سرپنجه» و یا «مقدمه» می‌گویند. این فرم که با متر آزاد اجرا می‌شود، قطعاتی است الهام گرفته از فرم‌های آوازی با متر آزاد در منطقه بوشهر که از معروف‌ترین آنها می‌توان از «شروه» نام برد. “شروه” دارای پریدهای آوازی مشخص و مخصوص به خود است که بسته به سبک آن در مناطق مختلف، متفاوت اجرا می‌شود، هر چند ساختار اغلب آنها از نظر فواصل موسیقایی یکی است، ولی تفاوت، بیشتر در اجرای این پریدها از حیث آریه ها، تحریرها، سکوت‌ها و کشش‌ها است و گاهی تغییراتی جزیی در فواصل یاد شده موجب ابداع سبکی جدید می‌شود. از آن جا که قطعات موسیقیایی این ساز در محیط فرهنگی خاصی شکل گرفته است، ملودی‌های آن نیز متأثر از این محیط پژواک تمام عوامل طبیعی و فرهنگی است. با بررسی در می‌‌یابیم که قطعات ملودیک این ساز بر مبنای ریتم کوبنده، قطعات Spiccato و کوتاه بودن سیلاب‌های سازی و آوازی و همچنین کرن بودن فاصله سوم گام در این ساز که نوعی غم را در ذهن شنونده القاء می‌کند و در عین حال، شادی رقص آوری که منتج از ضرباهنگ شاد و تند آن است، از جمله عناصری است که در شکل گیری شخصیت موسیقی نی انبان تأثیرگذار بوده است. ریشه یابی نغمات و سازهای بوشهر در گذشته‌های دور موسیقی بوشهر دارای نکاتی است که در واقع جزو اصول ابتدایی موسیقی بشر محسوب می‌شوند. از این دیدگاه خوب است به دو مقوله نغمات اجرایی و ساختار سازهای این منطقه نگاهی اجمالی انداخت.

ساختار سازها

بخشی از سازهای بوشهر سازهای کوبه‌ای اند که این سازها جزو ابتدایی‌ترین سازهای بشر محسوب می‌شوند و از وسایل خبررسانی در گذشته‌های دور بوده‌اند و بخش دیگر که سازهای نغمه‌ای بشمار می‌آیند، همچون نی انبان و نی جفتی است که در ساختار آنها همان طور که بحث تفصیلی آن در بخش سازشناسی می‌آید از ابتدایی‌ترین وسایل تولید صوت استفاده شده که می‌توان به نی و در شکل تکامل یافته به همراه انبان که از وسایل مورد احتیاج مردم گذشته خصوصاً دامدارها بوده است، نام برد. از دیگر سازهای ملودیک این منطقه می‌توان به بوق اشاره کرد که همچنان شکل بدوی خود را حفظ کرده است؛ این ساز در واقع نوعی شاخ گوزن می‌‌باشد که تنها یک سوراخ به منظور ورودی هوا بر روی آن تعبیه شده است.از این ساز صدها سال است که در افریقای شمالی جهت ارتباط مردم از راه دور، اعلام خبر و اجرای قطعات ملودیک استفاده می‌‌شده است.

نغمه‌های اجرایی

بخش قابل توجهی از موسیقی بوشهر موسیقی کار است؛ موسیقی ای که در دریا به هنگام پارو زدن و یا کار به منظور بازده بهتر کار اجرا می‌‌شده و یا کار در ساحل که از آن بین به صنعت لنج سازی و موسیقی کارش و همچنین موسیقی کار کارگران ساختمانی و یا موسیقی حمل بار می‌توان اشاره کرد. این موسیقی (موسیقی کار) که در سایر بخش‌ها نیز تأثیرگذار بوده، زیربنای بعضی بخش‌های دیگر را تشکیل می‌‌دهد. موسیقی کار به باور بیشتر پژوهندگان جزو ابتدایی‌ترین موسیقی بشر است که با آوازخوانی در هنگام کار شروع شده است. ین موسیقی در بوشهر با حرکات موزون مجریان کار همراه است که این نیز شکل ابتدایی رقص را ترسیم می‌کند.

مدولاسیون یا مُدگردی در موسیقی بوشهر

هر چند که در موسیقی بوشهر تنوع چندانی در مدگردی نداریم. اما چند موردی که می‌توان تحت این عنوان یاد کرد را از نظر می‌‌گذرانیم. برای نمونه مقدمه‌ای که به مثنوی خوانی معروف است و شروه خوان در ابتدای شروه می‌‌خواند و یا چاوش‌خوانی که در بین نوحه‌ها خوانده می‌شود و همچنین نوحه خوان‌ها که با پایان یک نوحه و شروع نوحه بعدی گاهی مجبور به مدگردانی می‌شود. از جمله موارد دیگر می‌توان به تعزیه اشاره کرد که بنا به مناسبت‌های مختلف ضمن اجرای تعزیه از گام‌های گوناگون استفاده می‌شود.