زندگینامه شیخ حسین چاه‌کوتاهی (سالار اسلام)

شیخ حسین خان چاهکوتاهی

تاریخ مقاومت مردم استان ولایتمدار و استعمار ستیز بوشهر تاریخ پر شکوهی است که به دلیل عدم توجه مناسب به این مولفه مهم فرهنگی، اسناد و نوشته مهم در این خصوص زیر خروارها خاک جای گرفته اند و در آستانه فراموشی قرار دارند.
مهم است که فرزندان این مرز و بوم تاریخ مقاومت ملت خود در برابر سلطه افکنی و دست اندازی بیگانگان، بخصوص استعمار پیر را به خوبی بشناسند به همین منظور جمعی از جوانان استان بوشهر با عنوان “ستاد کنگره بوشهر دو قرن مقاومت” با احساس نیاز به معرفی این تاریخ درخشان سعی دارند با برنامه های مختلف و تولید محتوا و خلق آثار هنری و رسانه ای به معرفی این مولفه مهم تاریخی- فرهنگی بپردازند.

  شیخ حسین خان چاه کوتاهی ازجمله خوانین جنوب است که با تجاوز انگلیسی ها به خاک ایران در میانه جنگ جهانی اول مبارزه در برابر دشمنی کینه توزی که در سراسر ایران از نفوذ و قدرت فراوان بر خوردار بود را بر زندگی آرام و بی خیالی بودن را ترجیع داد و در کنار سایر مبارزان جنوب از جمله رئیس علی دلواری، خالو حسین بردخونی، زایر خضر خان اهرمی وغضنفر السلطنه برازجانی و… برای بیرون راندن انگلیسی های متجاوز از هیچ کوشش جانی ومالی دریغ نکرد.

شیخ حسین چاه‌کوتاهی

 شیخ حسین چاه‌کوتاهی، معروف به شیخ حسین خان، ملقب به «سالار اسلام» از فعالان جنبش جنوب ایران و فرماندهان نیروهای تنگستان در برابر هجوم بریتانیا در جنگ جهانی اول و از همرزمان نزدیک رئیسعلی دلواری بود.

زندگی‌نامه

شیخ حسین خان فرزند شیخ احمد، متولد ۱۲۷۳ قمری (۱۲۳۵ خورشیدی) در چاه‌کوتاه حومه شهرستان بوشهر از خاندان دموخ بود که در تحولات محلی نقش داشتند. پدر بزرگ وی شیخ حسین دموخی در ماجرای نبرد قلعه ریشهر در برابر تهاجم انگلیسی‌ها در سال ۱۲۷۳ (قمری) شرکت داشت. پدرش حاکم نواحی چاهکوتاه و احمدی بود و پس از او شیخ حسین خان جای پدر را گرفت.

جنگ با انگلیسی ها

شیخ حسین خان بدنبال انزجار عمومی از تهاجم انگلیس و اعلان جهاد علمایی چون سید مرتضی اهرمی و شیخ محمدحسین برازجانی همراه با زایر خضرخان اهرمی و دیگر خانهای جنوب برای شرکت در جنگ علیه نیروهای بیگانه هم قسم شد. شیخ حسین خان هدف خانهای جنوب را عزل موقرالدوله (حاکم بوشهر)، خروج نیروهای انگلیسی از بوشهر، بازگشت آلمانی‌ها اعلام کرد. شیخ حسین خان در زمان جنگ جهانی اول و اشغال بوشهر توسط انگلیس در سال ۱۳۳۳ قمری ضابط چاهکوتاه بود و در صف مبارزان تنگستانی با اشغالگران جنگید. نبرد تنگستانی‌ها و دشتی‌ها پس از کشته شدن رئیسعلی دلواری تا چندی ادامه یافت و با کشته شدن بعضی مجاهدین از جمله عبدالحسین فرزند شیخ حسینخان و اسیر شدن تعدادی از جمله خالوحسین از دیگر سران مجاهدین به سرانجام رسید.

در پی آن افسران ژاندارمری شیراز، افراد کنسول انگلستان از جمله «فردیک اکنورد» در آن شهر را به اسارت نزد شیخ حسین‌خان و زایر خضرخان به اهرم فرستادند، انگلیسی‌ها درصدد حمله و آزاد سازی افراد خود بودند.

بدنبال آن مذاکراتی بین انگلیسی‌ها و سران تنگستان برای آزادی و مبادله اسرا صورت گرفت و قراردادی در تاریخ هفتم اوت ۱۹۱۵. م/ هفتم شوال ۱۳۳۴. ق در محل سر بَسْت چُغادَک به امضای ماژور تریور، قائم مقام کنسول انگلیس در بوشهر، و زایرخضرخان اهرمی (امیر اسلام) و شیخ حسین خان چاه کوتاهی (سالار اسلام) به انجام رسید. از مهمترین مفاد این قرارداد (صلح نامه) مبادله اسرا و استرداد اسرای تنگستانی و دشتی از جمله خالوحسین دشتی، آزادسازی آلمانی‌های در بنادر خلیج فارس، تحویل دادن اموال توقیف شده اهالی تنگستان توسط انگلیسی‌ها از جمله پس دادن دو هزار تومان پول شیخ حسین خان چاه کوتاهی که در بوشهر گرفته بودند، افتتاح آزادراه بوشهر توسط انگلیسی‌ها و متقابلا مجاهدین تنگستانی، استرداد هشت نفر از اسرای انگلیسی، برقراری امنیت راه شاهی، حفظ خط تلگراف پس از تعمیر آن را متقبل شدند. و سرانجام اسرای خارجی در ازای آزادی خالوحسین و اسرای تنگستانی دربند مبادله شدند.

نگاره‌ای از چهره شیخ حسین خان
نگاره‌ای از چهره شیخ حسین خان

پس از جنگ جهانی اول

پس از جنگ جهانی اول نیز انگلیسی‌ها در قالب پلیس جنوب ایران به سرکوبی مجاهدان ادامه دادند.

در ۱۳۳۶ق در جریان بازگشایی جاده شیراز و طرح احداث راه‌آهن در منطقه، شیخ حسین‌خان و زایر خضر و شیخ محمد برازجانی، که از اهداف انگلیسیها در کشیدن راه‌آهن اطلاع داشتند، استقلال ایران را در خطر دیدند و در نامه‌ای از کنسولگری انگلیس خواستند تا پاسخ دهد که احداث راه‌آهن طبق معاهده با دولت ایران بوده‌است یا خیر و چون انگلیسیها پاسخی ندادند، مجاهدان به قصد نبرد با آنان در چُغادک مستقر شدند ولی، بر اثر خیانت عده‌ای از همراهان خویش، ناچار به عقب‌نشینی شدند. انگلیسیها پس از تصرف چغادک، چاه‌کوتاه را نیز تصرف کردند و شیخ حسین‌خان را، که به چاه‌کوتاه پناه برده بود، وادار به عقب‌نشینی کردند وی در ربیع الاول ۱۳۳۸ قمری ناچار به قلعه فاریاب در منطقه بلوک بوشکان پناهنده شد و جنگ و گریز با انگلیسی‌ها مشغول بود. انگلیسی‌ها، پس از تصرف چاه‌کوتاه، ضابطی آن را به شیخ‌عبداللّه چاه‌کوتاهی، برادر شیخ‌حسین، سپردند.

انگلیسی‌ها چند ماه شیخ‌حسین را تعقیب و با هواپیما مواضعش را بمباران کردند. در آن زمان، به‌جز معدودی تفنگچی کسی با وی نمانده بود.

قسم نامه مجاهدین، شیخ حسین و خالو خضر و احمد اخگر
قسم نامه مجاهدین، شیخ حسین و خالو خضر و احمد اخگر

نبرد آخر و شهادت شیخ

شیخ حسین خان در رمضان-شوال ۱۳۳۸ق درصدد تصرف چاه کوتاه برآمد اما در این امر موفق نشد و در دو کیلومتری چاه کوتاه سنگربندی کرده و آماده نبرد با قوای انگلیس شد.

در بعضی منابع با تاریخی متفاوت آمده‌است وی در شعبان ۱۳۳۸ قمری به اتفاق چند تن از یارانش برای ارسال تلگرام و کسب تکلیف از مرکز، به باغی در نزدیکی چاه‌کوتاه رفت. در آنجا تفنگچیان انگلیسی و پلیس جنوب وی و همراهانش را محاصره و به آنها حمله کردند. قوای انگلیسی‌ها شامل ۱۰۰ پیاده، ۵۰ سوار و یک عراده توپ اتریشی شبانه حرکت کرد و در سپیده‌دم به شیخ حسین خان هجوم آوردند. این عملیات به فرماندهی کاپیتان مون انگلیسی و افراد پلیس جنوب انجام گرفت. پس از مدتی مقاومت شیخ‌حسین‌خان با همه همراهان، از جمله پسرش شیخ‌خزعل، (شعبان ۱۳۳۸ق) در این درگیری شهید شدند. در بعضی منابع دیگر تاریخ شهید شدن آنها ۱۲ شوال ۱۳۳۸ قمری که برابر است با ۸ تیر ۱۲۹۹ش (۲۹ ژوئن ۱۹۲۰م)، نقل شده‌است.

آرامگاه شیخ حسین خان چاه کوتاهی
آرامگاه شیخ حسین خان چاه کوتاهی

پس ازشهادت

شهید ‌شدن شیخ‌حسین، هیجان و اندوه زیادی در میان مردم بوشهر ایجاد کرد. این جنبش و هیجان عمومی در مورد شیخ حسین خان و تقویت روحیه ضد بیگانه، انگلیسی ها را سخت برآشفته می نماید و از طریق کنسولگری خود در بوشهر دم از مخالفت می زنند و اینکه:( [مردم بوشهر] مجاز نیستند نعش او را علنی و به طور احترام وارد کنند؛ یا مخفیانه او را آورده و مدفون سازند و یا روانه عتبات نماید.

این جریانات و خواسته های میهن پرستانه مردم بوشهر باعث شد که در تهران نیز دو روزنامه جدی آن دوران، نشریه عصر انقلاب و نشریه شفق سرخ با چاپ این نامه وارده تاسف خود را از بی کفایتی مقامات محلی که اجازه می دهد بیگانگان در مسائل داخلی کشور تا این حد مداخله نمایند، ابراز کردند.

همین مسائل باعث شد که در حدود چهارسال بعد از شهادت این بزرگ مرد در تاریخ دی ماه ۱۳۰۱خ، شیخ محمد خان فرزند بزرگ شیخ حسین خان چاهکوتاهی به همراه سایر برادرانش احتمالا پس ازچند سالی از امانت گذاشتن پیکر پدرشان، جسد وی را در ابتکار عملی خردمندانه و وطن پرستانه، در امام زاده بوشهر و در جوار شهدای کوه کزی جایی که یکی از سخت ترین جنگ های مردم بوشهر با انگلیسی ها در آن رخ داده دفن نمایند. این عمل با حمایت همه جانبه اهالی بوشهر مورد تحسین و تعقیب قرار می گیرد و بوشهریها در یک اقدام بی سابقه با صرف حدود هفت هزار تومان، با ساخت مرقد و نیز بنای یک مدرسه چهار کلاسه برای کودکان فقیر امام زاده و تامین آب آشامیدنی محل، زمینه تشییع جنازه باشکوهی را برای شهید شیخ حسین خان چاهکوتاهی فراهم کردند.

 مقبره ی شیخ حسین خان چاهکوتاهی و فرزندش شیخ خزعل هم اکنون کنار گنبد امامزاده عبدالمیهمن، واقع درکوی امامزاده از توابع شهر بوشهر قرار دارد.

همین نفرت مردم بوشهر از انگلیسی ها و بخصوص وضعیت فوق العاده ای که با کشته شدن و دفن شیخ حسین خان پیش آمده بود، مخالفت اهالی باقدرت حاکمه و نقش و نفوذ انگلیسی ها در منطقه شکل جدی تری به خود گرفته بود هر آن به مانند جرقه ای بود که انبار باروتی را به فوران شعله و آتش تبدیل نماید.

سنگ قبر شیخ حسین خان
سنگ قبر شیخ حسین خان

 اشعار

ملک‌الشعرای بهار در یکی از شعرهایش به نام «خون خیابانی» اشاره‌ای مختصر به شیخ حسین چاه‌کوتاهی داشته‌است و در پاورقی آن شعر از وی با عنوان «مجاهد ملی معروف جنوب» یاد کرده‌است:

   “خون خیابانی”

در دست کسانی است نگهبانی ایران

کاصرار نمودند بویرانی ایران

آن قوم، سرانند که زیر سر آنهاست

سرگشتگی و بی‌سر و سامانی ایران

الحق که خطا کرده و تقصیر نمودند

این سلسله در سلسله جنبانی ایران

در سلطنت مطلقه چندی پدرانشان

بردند منافع ز پریشانی ایران

نعم‌الخلفان نیز درین دورۀ فترت

ذیروح شدند از جسد فانی ایران

پا‌مال نمودند و زدودند و ستردند

آزادی ایران و مسلمانی ایران

کشتند بزرگانرا و ابقا ننمودند

بر شیخ حسین(۱) و به خیابانی ایران

در پاورقی این شعر از دیوان ملک الشعرا بهار آمده است  :

(۱) شیخ حسین معروف به چاه کوتاهی از مجاهدین خطه جنوب بر علیه استعمارگران انگلیسی بود.

خانواده

از شیخ حسین‌خان هشت فرزند به جا ماند که دوتای آنها بنام عبدالحسین و شیخ خزعل در جنگ با نیروهای انگلیسی کشته شدند. دیگر فرزندان وی شیخ عبدالرسول خان، محمد خان، منصور خان، صالح، ناصر و دختری بنام خیرالنساء می‌باشد. حسین و سیروس چاهکوتاهی (دو فرزند عبدالرسول خان) از نوه‌های سرشناس او می‌باشند.

تصویر وی در کتاب جنگ بین الملل اول
تصویر وی در کتاب جنگ بین الملل اول

 کتاب‌نامه

کتاب‌هایی که در آن به شیخ حسین چاه‌کوتاهی اشاره شده:

شیخ حسین خان چاه کوتاهی: احمد فرامرزی به کوشش سید قاسم یاحسینی.

کتاب دلیران تنگستان: محمدحسین رکن زاده آدمیت.

کتاب فارس و جنگ بین الملل جلد دوم: محمدحسین رکن زاده آدمیت.

منابع

چاه‌کوتاهی دانشنامهٔ جهان اسلام

جنبش جنوب ایران با تکیه بر مردم تنگستان و دمکراتهای فارس، احمد دشتی، بوشهر

منبع: دانا

12 شهریور، سالروز شهادت “رئیسعلی دلواری”

رئیس علی دلواری

در روز ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ رئیسعلی دلواری فرمانده نیروهای مقاومت تنگستان در برابر نیروهای انگلیسی به شهادت رسید.
تنگستان منطقه‌ای کوهستانی در جنوب شرقی بوشهر است‌ و از جنوب دشتستان بوشهر تا ساحل دریا امتداد دارد. شهرستان تنگستان شامل تنگستان شمالی به مرکزیت «اهرم» و تنگستان ساحلی به مرکزیت «دلوار» است‌. دلوار، زادگاه و محل فرمانروایی رئیسعلی دلواری است که در کشاکش جنگ اول جهانی و در حمله انگلیسی‌ها به بوشهر، رشادت بسیاری از خود نشان داد و به شهادت رسید.

رئیسعلی دلواری در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی برابر با ۱۸۸۱ میلادی در روستای دلوار از توابع تنگستان متولد شد. مادر رئیسعلی بنام شهین و پدرش زائیر محمد، کدخدای دلوار بود که بعد‌ها به «معین‌الاسلام» ملقب شد. با شروع نهضت مشروطیت، رئیسعلی در حالی که ۲۵ سال بیشتر نداشت از جمله پیشگامان مشروطه‌خواه در جنوب ایران شد و همکاری نزدیکی با محافل انقلابی و عناصر مشروطه‌طلب در بوشهر، تنگستان و دشتی آغاز کرد.

او با همراهی دیگر مشروطه‌خواهان بوشهر را از حاکمیت استبداد قاجاریه خارج کرد. رئیسعلی در دوران دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار علیه حکومت وی در جنوب دست به اسلحه برد و در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی به درخواست ملاعلی تنگستانی و سیدمرتضی مجتهد اهرمی که مخالف استبداد محمدعلی ‌شاه قاجار بود، بوشهر را از سلطه عمال شاه قاجار آزاد کرد و حدود ۹ ماه شهر را در کنترل داشت. با تصرف گمرک بوشهر که در اجاره انگلیسی‌ها بود، نیروهای این کشور به دخالت نظامی در منطقه پرداختند و جنگ و گریزی آغاز شد که تا سال‌های جنگ اول جهانی ادامه یافت‌. در کشاکش جنگ‌، با وقوع انقلاب بلشویکی و خروج نظامیان روسی از ایران، انگلیسی‌ها تعرضات خود را به سمت شمال گسترش دادند. در همین حال تنگستانی‌ها نیز به حملات خود علیه انگلیسی‌ها شدت بخشیدند.

در آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ قوای روس از شمال و نیروهای انگلستان از جنوب، ایران را در معرض هجوم قرار دادند و کشتی‌های جنگی انگلستان در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در ۱۷ مرداد ۱۲۹۴ بصورت تدریجی قصد اشغال بوشهر و نواحی ساحلی اطراف را داشتند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از ساکنین آن علیه اشغالگران اعتراض کردند، ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.

انگلیسی‌‌ها تلاش‌ زیادی کردند تا رئیسعلی را با پول بخرند و مبلغ ۴۰ هزار پوند به او پیشنهاد دادند، اما علی‌رغم همه این تلاش‌ها رئیسعلی بدون توجه به اینگونه پیشنهاد‌ها، در نامه‌ها و تلگراف‌های متعدد به تهران، شیراز، بوشهر، ‌کربلا و نجف به دولتمردان سیاسی و مجتهدین مبرز، نارضایتی خود را از حضور انگلیس در منطقه اعلام می‌کرد و مکررا از این عالمان یعنی آیت‌الله سیدعبدالحسین لاری، سیدعبدالله مجتهدی بلادی بوشهری و آیت‌الله شیخ محمد‌حسین برازجانی برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف می‌کرد که سرانجام مرحوم شیخ محمدحسین برازجانی، صورتی از حکم جهاد را که مراجع شیعه از نجف اشرف ارسال کرده بودند به ضمیمه حکم خود مبنی بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آن‌ها به بنادر جنوب، ‌لزوم همکاری خوانین این مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ را صادر می‌کند؛ موضوعی که باعث می‌شود رئیسعلی در نامه‌ای مفصل از شیخ تقدیر کند. وی در بخشی از نامه می‌آورد که: «همین قدر اطمینان از حضرت مستطاب‌عالی دارم که روز مضایق از خط بیرون نمی‌روید و جان را ناقابل می‌دانید، نه مانند اشخاص راحت‌طلب و تنبل، این دنیای فانی را هیچ نمی‌شمارید…» وی در این نامه کسانی را که در دفاع از بوشهر کوتاهی می‌کنند مانند کسانی می‌داند که امام حسین (ع) را یاری نکردند. به دنبال اعلان جهاد از طرف علما و مجتهدین، رئیسعلی و دیگر مبارزان تنگستانی و دشتی شروع به حمله به قوای انگلیسی مستقر در بوشهر کردند.

همزمان با این تحولات، نیروهای امنیتی بریتانیا در یک اقدام بی‌سابقه و غیرقانونی، کنسول آلمان در بوشهر را به همراه دو تن از مأموران یک شرکت تجاری آلمان به اتهام جاسوسی علیه انگلیس بازداشت و به هندوستان تبعید کردند. این عمل نقض آشکار بی‌طرفی و حتی استقلال ایران بود و به همین دلیل نیز خشم علما، مردم، خوانین و در رأس همه رئیسعلی را برانگیخت و او را واداشت تا بر شدت مبارزه علیه انگلستان بیافزاید. رئیسعلی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان ۱۳۳۳هجری قمری، در عمارت حاج سیدمحمدرضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام کرد و در یورش‌های شبانه ضربات و تلفات موثری بر انگلیسی‌‌ها وارد آورد. در یکی از این شبیخون‌ها، که در ۲۱ تیر ۱۲۹۴ برابر با دوم رمضان ۱۳۳۳ هجری قمری رخ داد، رئیسعلی دو تن از افسران بلندپایه انگلیسی را به همراه یازده نفر سرباز هندی از پای درآورد و نیروهای رئیسعلی بدون تلفات برگشتند. این پیروزی بیش از آنکه اهمیت نظامی داشته باشد، اهمیت سیاسی روانی داشت. این اقدام رئیسعلی برای دولت بریتانیا غیرقابل تحمل بود و سبب شد سرفرماندهی نیروهای انگلیسی در شرق، ‌ نیروهای آماده اعزام به بغداد را که تعدادشان دو هزار نفر بود، جهت مقابله و حمله به پایگاه رئیسعلی (روستای دلوار)، به بوشهر فراخواند.
رئیسعلی که پیشاپیش از حمله به دلوار آگاهی داشت، بلافاصله در اقدامی تاکتیکی به تخلیه دلوار پرداخت و به سمت کوه‌های اطراف منطقه‌ای معروف به «کلات بوجیر» عقب‌نشینی کرد.
سربازان انگلیسی و هندی هنگامی وارد دلوار شدند که تقریبا روستا خالی از سکنه بود. به همین جهت خشمگینانه شروع به گلوله‌باران منازل مسکونی خالی و قطع نخل‌های دلوار کردند.
رئیسعلی در‌‌ همان شب با ۴۰۰ نفر از نیروهای خود به قوای انگلیسی شبیخون زدند و ۶۰ نفر از نیروهای متجاوز از جمله یک ژنرال بلندپایه را از پای درآوردند و همین امر سبب پیروزی وی در این جنگ شد. پس از این جنگ رئیسعلی دلواری بر حملات شبانه خود به بوشهر و پادگان انگلیسی‌‌ها افزود و با همفکری دیگر خوانین منطقه طرح حمله سراسری به بوشهر و آزادسازی آن را پی‌ریزی کرد. در گیرودار تدارک این حمله بود که در شب ۱۲ شهریور ۱۲۹۴ برابر با ۲۳ شوال ۱۳۳۳ و سوم سپتامبر ۱۹۱۵ میلادی هنگامیکه او قصد شبیخون به عمارت سفید سبزآباد را داشت، در محلی به نام تنگک صفر از پشت مورد اصابت گلوله یکی از همراهان خائنش به نام غلامحسین تنگکی قرار گرفت و در سن ۳۴ سالگی به شهادت رسید، اما نهضتی که او درجنوب ایران به راه انداخت تا سال‌ها مایه وحشت انگلیسی‌‌‌ها بود. پیکر رئیسعلی دلواری در قبرستان وادی‌السلام در نجف عراق مدفون است.

قبرستان وادی السلام- مدفن رئیس علی دلواری

منابع 
قیام رئیسعلی دلواری علیه انگلیس، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
رئیسعلی دلواری، تجاوز نظامی بریتانیا و مقاومت جنوب، سیدقاسم حسینی، انتشارات شیراز
رئیسعلی دلواری؛ تجسم آزادیخواهی، پژوهشکده باقرالعلوم

هفته نامه نسیم جنوب

باقرخان تنگستانی

باقرخان تنگستانی
باقرخان تنگستانی
باقرخان تنگستانی

باقر خان تنگستانی از خاندان تنگستانی که رهبر مبارزات تنگستانی‌ها با نیروهای انگلیس قبل از جنگ جهانی اول بود.

باقر خان تنگستانی بین سالهای ۱۲۰۳ تا ۱۲۰۷ق (۱۷۸۸ تا ۱۷۹۲م) در لیلک تنگستان زاده شد. پس از مرگ پدرش احمدشاه خان تنگستانی که در به قدرت رساندن کریم خان زند، نقش داشت جانشین پدر و حکمران تنگستان شد.

بدنبال مناقشه انگلیس بر سر هرات با ایران، دولت انگلیس یکبار به سال ۱۲۵۴ق (۱۸۳۸م) برای در تنگنا قرار دادن دولت محمدشاه قاجار بوشهر و خارگ را اشغال کرد باقر خان با همراهی شیخ حسن آل عصفور و مردم در مقابل انگلیسی‌ها مقاومت کردند.

بار دیگر به سال ۱۲۷۳ق (۱۸۵۶م) انگلیسی‌ها برای خروج ایران از هرات در دوره ناصرالدین شاه جنوب ایران را متصرف شد. که در این رویارویی نیز باقر خان خط مقاومت تنگستانی‌ها را رهبری کرد.

پس از اولین دوره مقاومت باقر خان از سوی دولت مرکزی به وی درجه «سرهنگی» اعطاء شد. در رویارویی دوم، پسرش احمد خان تنگستانی در نبرد قلعه ریشهر به قتل رسید. باقر خان تنگستانی دو سال پس از نبرد دوم، بدست حکمران فارس زندانی شد.

باقر خان بین سالهای ۱۲۸۱ تا ۱۲۸۶ق درگذشت و جسد وی به نجف منتقل شد و در ایوان شهدای جنگ تنگستان، در جوار قبر فرزندش احمدخان، به خاک سپرده شد.

منبع: تنگستان نما

زندگینامه شهید صادق گنجی

شهید صادق گنجی

شهید صادق گنجی در سال 1342 در شهر فسا متولد شد و در سن هشت سالگی پدر خود را از دست داد. دوران تحصیل راهنمائی خود را در مدرسه راهنمائی ارشاد برازجان سپری کرد.

شهید گنجی تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شهید بهشتی برازجان با موفقیت هر چه تمامتر به پایان رساند و راهی مدرسه عالی شهید مطهری تهران شد و در آنجا موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته الهیات شد.

در زمینه فقه و اصول در نزد اساتیدی چون آیت الله یزدی، امامی کاشانی، دکتر محقق دانا، آیت الله علم الهدی، آیت الله مشکینی کسب فیض کرده است.

در جریان جنگ تحمیلی به مدت دو سال در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل کارنامه درخشانی از خود به یادگار گذاشت و مراتب جانبازی و رشادت خود را به منصه ظهور درآورد.

در دوران فعالیت ایشان در نهادهای انقلابی به عنوان مسئول گزینش کشتیرانی (در تهران)ٰ توسط منافقین شناسایی شد که توطئه سوء قصد به جان ایشان ناکام ماند.

شهید گنجی در سال 1356 به استخدام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران درآمد پس از چندی بر اثر نشان لیاقت و شایستگی که در وی متبلور بود به عنوان رئیس خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور پاکستان منصوب شد.

وی دارای آثار زیادی دارد که شامل نگارش و ترجمه چندین کتاب به زبان اردو، یادداشت نگاری‌های روزانه و سلسله اطلاعات و گزارش‌های کاری‌ای است که حاصل تلاش‌های سه سال و نیمه‌اش در لاهور بود.

شهید گنجی قلب‌ها را در لاهور و پاکستان آن‌چنان تسخیر کرده بود که حتی اندیشیدن به فراقش نیز برای مردمان ایران دوست و مسلمانان شیفته انقلاب، امام و رهبری دشوار می‌کرد. پس کمترین کاری که از دست آنان برمی‌آمد، تدارک مراسم تودیع برای این سفیر فرهنگی انقلاب بود، مراسمی که در کمال تعجب تعدادشان حد نصابی تازه در تاریخ این‌گونه بزرگداشت‌ها بر جای گذاشت.

روز 29 آذرماه سال 69 در مراسم تودیع که از طرف ادبا، نویسندگان، شعرا و خبرنگاران در هتل اینترنشنال لاهور برگزار شده بود، این شهید به منظور شرکت در جلسه در ساعت هفت و 45 دقیقه جلو درب هتل می‌رسد و به محض پیاده شدن از ماشین، مورد هجوم وحشیانه چند تن از ایادی استکبار جهانی و وهابیون ملحد قرار می گیرد و با رگبار دشمن به خون خویش می‌غلطد و خون پاک و مطهرش، زمین لاهور را برای همیشه رنگین می کند.

 

شهید صادق گنجی
شهید صادق گنجی
شهید صادق گنجی
شهید صادق گنجی
شهید صادق گنجی
شهید صادق گنجی

منبع: خبرگزاری مهر

زایر خضر خان اهرمی

زائر خضر خان اهرمی

زائر خضر خان اهرمی

تاریخ تولد: حدود 1280 ه ق در روستای شمشیری از توابع دهستان باغک
تاریخ فوت: 1241 ه ق / فروردین 1301 ه ش در شهر اهرم
محل سکونت: شهر اهرم
نوع فعالیت: مبارزات ضد استعماری

زائر خضر فولادی فرزند حاج محمد علی از فرماندهان مبارز با استعمار در تنگستان در بحبوحه جنگ جهانی اول بود. او بسال 1241 خورشیدی در روستای شمشیری از توابع باغک تنگستان متولد شد. در جوانی سوارکاری، تیراندازی و ادبیات آموخت و به شاهنامه فردوسی علاقه فراوان داشت. وی همگام با رئیسعلی و پس از شهادت او بطور مستقل به مبارزات خود ادامه داد. شش روز پس از شهادت رئیسعلی بواسطه مبارزه بی امان با دشمن از سوی علمای فارس و بوشهر به “امیر اسلام” ملقب گردید. در سال 1297 خورشیدی زائر بکمک شیخ حسین خان چاهکوتاهی و غضنفرالسلطنه برازجانی مانع عبور انگلیسها از تنگستان و رفتن به برازجان شد. در این جنگ زائر به کوه های خائیز پناهنده شد و پس از یکسال سرانجام موفق شد به اهرم بازگشته و ضابطی آنجا را برعهده گیرد.

زائر خضر خان در فروردین 1301 خورشیدی در توطئه ای پلید بهمراه پسرش سام خان توسط یکی از مهمانش به قتل رسیدند. قلعه کلات در اهرم از او بیادگار مانده که هم اکنون جای گلوله توپ جنگی انگلیسها بر دیواره آن هویداست . قلعه ای که مدتی اسرای انگلیسی در عین احترام برای معاوضه با اسرای خودی در آن نگهداری می شدند.

 

زندگینامه شهید رئیس علی دلواری

رئیس علی دلواری

 دلوار بندر کوچکی است در پنجاه کیلومتری بوشهر که مرکز یکی از بخشهای ساحلی شهرستان تنگستان است. واژه دلوار به معنای ” دلاور ” است که گاه ” دلبار” هم گفته می شود. شغل مردم دلوار اغلب ماهی گیری و سفر به شیخ نشین هاست. موقعیت دلوار بگونه ای است که کشتی های بزرگ می توانند در ساحل آن پهلو بگیرند و به همین لحاظ در مقاطعی از تاریخ ایران نامی از آن ذکر شده است .
بندر دلوار که جمعیت آن حدود 700 نفر بوده است، بزرگترین نقش را در دفاع از خاک ایران در سال 1914 م.( 1333 ه.ق) در مقابل حمله دوم قوای انگلیس داشته است.
رئیس علی فرزند رییس محمد در سال 1261 ش در دهستانی از توابع بوشهر به دنیا آمد. او در عصر مشروطیت، جوانی 24 ساله، بلند همت، شجاع، در صدق و صفا کم مانند و در حب وطن و توکل به خدا، ضرب المثل بود. اگرچه سواد و معلومات کافی نداشت، اما پاکی و سرشت و صفات حمیده او زبانزد اطرافیان بود. رییسعلی بعد از این که قوای اشغال گر انگلیس بوشهر را به تصرف خود درآوردند، با شجاعتی وصف ‏ناپذیر به مقابله با تجاوزگران پرداخت و شکست‏ های سنگینی بر آنان وارد کرد.
رئیسعلی بعد از این که قوای انگلیس بوشهر را به تصرف خود درآوردند، به مقابله با تجاوزگران پرداخت و شکست ‏های سنگینی بر آنان وارد کرد.
پس از اشغال بوشهر در رمضان سال 1333 ق، نیروهای انگلیسی قصد تصرف دلوار را می‏ کنند. محلی که پیش از آن، چند بار سربازان انگلیسی به آنجا یورش برده و هر بار طعم تلخ شکست را چشیده بودند. رییسعلی همراه با یاران خود، علیه اشغالگران وارد نبرد شده و نیروهای متجاوز را که قریب به پنج هزار نفر بودند، تار و مار می ‏کند.

قیام مردم تنگستان بر روی هم هفت سال به طول انجامید و در این مدت، دلیران تنگستان، دو هدف عمده را دنبال می‏ کردند:
1. پاسداری از بوشهر، دشتستان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود،
2. جلوگیری از نفوذ قوای بیگانه به درون سرزمین ایران و دفاع از استقلال وطن.
با کودتای ضد انقلابی لیاخوف روسی علیه مشروطه‌خواهان در هزار و سیصدو بیست و شش هجری قمری و بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رئیس علی به همراه سیدمرتضی علم‌الهدی اهرمی به مبارزه علیه استبداد صغیر پرداخت. در سال هزار وسیصد و بیست و هفت هجری قمری با کمک تفنگچی تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلی شاه پاک کرد و اداره گمرک و انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر کرد.
این کار دلیران تنگستان بر انگلیسی ها که اداره گمرک را در اجاره داشتند گران آمد وآنان برای تضعیف مشروطه‌خواهان و استمرار سلطه بر حیات اقتصادی و سیاسی جنوب ایران به جنگ با دلیران تنگستانی پرداختند و در این راه از دیگر خوانین جنوب ایران یاری جستند.
جنگ میان رئیس علی و دلیران تنگستان از یک سو و انگلیسی ها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور پیاپی و پراکنده تا شوال هزار و سیصد و سی و سه ه.ق ادامه یافت و انگلیسی ها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند. تا این که در گیرودار حمله انگلیسی ها به بوشهر در دوازدهم شهریور 1294 ش برابر با 23 شوال 1333 ق (سوم سپتامبر هزار و نهصد و پانزده میلادی) هنگامی که رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسی ها را داشت، از پشت مورد هدف گلوله یکی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسید.
مبارزات رئیس علی دلواری برگ زرین دیگری در تاریخ مقاومت دلیر مردان ایران در مبارزه با استعمار است.
قبرستان وادی السلام- مدفن رئیس علی دلواری
قبرستان وادی السلام- مدفن رئیس علی دلواری

زندگی نامه آیة الله شیخ عبدالکریم تنگستانی

آیة الله شیخ عبدالکریم تنگستانی

آیة الله شیخ عبدالکریم تنگستانی فرزند علی در سال 1270 هجري شمسي مطابق با سال 1309 هجري قمري در روستاي گورك مزارحسيني در خانواده­اي مذهبي و متدين چشم به جهان گشود.از دوران كودكي علاقه ي وافري به كسب علم و دانش داشتند.ابتدا مدت يك سال از محضر آيت الله شيخ حسن گنخكي والد محترم آیة الله حاج ميرزا احمد دشتی نجفی (گنخكي)در روستاي گنخك دشتي كسب فيض نمودند و پس از آناز محضر آية الله سيد مرتضي علم الهدي اهرمي كه آن زمان در روستاي گورك مزارحسيني سكونت داشتند به كسب علوم ديني پرداختند. تا اين كه در سال 1295 هجري شمسي(1336 هجري قمري) همراه با سيد محمد و سيد علي علم الهدي دو فرزند ایشان راهي عراق و به نجف اشرف مشرف شدند. آنجناب در این چند صباحی که در آن دیار بودند با زحمت و تلاش و با حضور در دروس اساتید آن حوزه خود را مزین به اخلاق و خصائل حمیده کرده تا آنجاییکه استادشان آیة الله آقابزرگ تهرانی در وصف آنجناب، در اجازه نامه خود صفاتی از قبیل الشیخ العالم الفاضل الکامل ابوالمکارم والفضائل المولی الصالح التقی النقی الصفی العدل المرضی الدارج فی المدارج العلوم و الکمالات اعلی الدرجات والحائز فی میدان السبق مضامیر السعادات صاحب النفس الزکیة والهمة العلیة الجامع بین العمل والعلم والرافع لاعلام التقی والحلم علم الاعلام و العلم القماقم مولینا الاجل و صاحبنا الاغر الوفی الولیبر شمرده اند.

آیة الله شیخ عبدالکریم تنگستانی

اجتهاد در سن 39 سالگی

همانطور که در بالا اشاره رفت آنجناب به تشویق آیة الله سید مرتضی علم الهدی و با معیت دو فرزندشان در سال 1336(ه.ق) 1295 (ه.ش) جهت ادامه تحصیلراه نجف را در پيش گرفت. آن سال در حالي كه تنها بيست و پنج بهار از عمرشان مي‎گذشت وارد عراق شدند و در حضور اساتیدی بزرگ هم چون 1-آیة الله سید ابوالحسن اصفهانی 2-آیة الله آقابزرگ تهرانی 3- آیة الله شیخ ضیاءالدین عراقی 4- آیة الله شیخ محمد حسین نایینی 5- آیة الله شیخ محمد کاظم شیرازی 6-آیة الله شیخ محمد حسین غروی اصفهانی مشهور به کمپانی اصفهانی 7- آیة الله شیخ عبدالله مامقانی 8-آیة الله العظمی ابراهیم حسینی شیرازی مشهور به میرزا آقا 9- آیة الله غلامعلی قمی 10-آیة الله العظمی محمد عسکری طهرانی معروف به میرزا علی آقا 11-آیة الله محمد خراسانی دروس خارج خود تکمیل نمود و پس از 14 سال جد وتلاش توانستند به درجه اجتهاد نائل شوند و از 11 تا 12استاد و مجتهد بارز اجازه نامه در اجتهاد و نقل روایت و امور حسبیه دریافت نمایندو در سال 1309ه.ش( 1350ه.ق)به دیار خود باز گردند.

شروع زندگی مشترک

پس از بازگشت به ايران در سال 1309 (ه.ش) با دختر عموي خود سكينه (فرزند مرحوم زاير عباس و خواهر مرحوم ملا غلام حسين)  ازدواج نمودند.ابتدا به مدت 2 سال در روستاي گورك كله بندي اقامت داشتند كه اولين و تنها فرزند پسرشان به نام حجة الاسلام آشیخ محمد علي در آنجا پاي به عرصه ي گيتي نهادند. سپس به زادگاه خود روستاي گورك مزارحسيني مراجعت نمودند و ديگر فرزندشان به نام فاطمه به دنيا آمدند.

فعالیت های مذهبی  و اجتماعی

1) برگزاری جلسات تفسیر قرآن کریم بویژه در ماه مبارک رمضان

2)برگزاری مراسم عزاداری در ماه های محرم و صفر در مسجد روستا و منزل شخصی با حضور انبوه مردم روستاهای همجوار،بویژه در روزهای تاسوعا وعاشورا و اربعین و 28 صفر

3)مسافرت به مناطق مختلف استان (تنگستان، بوشهر و دشتستان) جهت ترویج دین اسلام و آگاه نمودن مردم به احکام و دستورات  اسلامی و حضور در مساجد و منازل و تکایا

4)دریافت وجوهات شرعی (خمس و زکات و نذورات) و مصرف آن بین افراد مستمند وفقیر

5)داشتن سکوی قضاوت و حل وفصل مشکلات حقوقی مردم ، به طوری که کلیه مشکلات و دعاوی منطقه با قضاوت خاتمه پیدا می کرده است.

6)عقد ازدواج در منطقه با واسطه و بی واسطه ایشان.

7)متولی اکثر موقوفات از قبیل باغ و زمین حتی تا چند سال پیش نیز مناطق اطراف از جمله روستاهای انبارک، باغک، عالی چنگی و … در آمد حاصل از این موقوفات را تحویل فرزند ایشان حجة الاسلام شیخ محمد علی تنگستانی (ره) می دادند.

 8)ایجاد یک فضای صلح و صفا و آرامش در روستا و روستاهای هم جوار.

9)در غرس درختان مخصوصا نخل اهتمام  می ورزیدند وتلاش می کردندکه  محصولاتشان بین مردم نیازمند تقسیم شود.

10)اهتمام در کاشت گندم و جو در زمین های اطراف روستا با همکاری اهالی

11)استقبال و مهمانداری از مردم در طول روز . برای همینکار اتاق بزرگی (مجلسی ) را ساخته بودند تا به طور اکمل از مردمی که از اکناف و اطراف می آمدند پذیرایی به عمل آورند.

شاگردان

1)مرحوم سید غلامحسین هاشمی فرزند سید حسین بن سید جبار ساکن گورک سادات

2)مرحوم سید علی هاشمی بن سید حسین بن سید جبار ساکن گورک سادات

3)مرحوم ملا غلامحسین عالی حسینی فرزند زایر عباس فرزند حاج حسین ساکن گورک مزار حسینی

روحانیون معاصر در منطقه دشتی و تنگستان:

1)سید عبدالنقی (مرحوم آل نقی) فرزند مرحوم حاج سید محمد رکنی ساکن میانخره دشتی

2)مرحوم شیخ محمد علی ماحوزی اهرم

کدخدای معاصر ایشان:

رئیس علی تنگستانی (چاه پیری)

فرزندان

ازایشان یک دخترو یک پسر به جای ماند وتنها پسر خود محمد علی را جهت تحصیل علوم دینی راهی شیراز کرد و بعد از مدتی ایشان را به شهر مقدس قم فرستاد تا نزد علمای آنجا تلمذ کنند

غروب آفتاب

سرانجام پس از 67 سال عمر پر بركت در روز دوشنبه 12 اسفند سال 1336 هجري شمسي مطابق 12 شعبان سال 1377 (ه.ق)  بدون حضور فرزندشان و دور از چشم پسر به علت بیماری در مسقط الراس خود (گورک)جان را به جان آفرین تسلیم کرد و دنياي فاني را وداع گفتند و به جوار رحمت الهي پيوستند. پيكر پاك و مطهرش را در جوار امام زاده امیر عبدالله واقع در روستاي گورك سادات به خاكسپردند. روحش شاد و يادش گرامي باد.

با تشکر از جناب آقای علی تنگستانی برای ارسال زندگی نامه آیة الله شیخ عبدالکریم تنگستانی به وبسایت بوشهریها

گردآورنده:علی تنگستانی از نوادگان آیة الله شیخ عبدالکریم تنگستانی 8/12/1391

ویلهلم واسموس: دیپلمات آلمانی در لباس دلیران تنگستان

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱) یک دیپلمات آلمانی بود. او در اولندورف در نزدیکی هانوور به دنیا آمد. پس از تحصیل در رشته های حقوق و شرق شناسی در سال ۱۹۰۹ به خدمت وزارت خارجه آلمان در آمد و در سال ۱۹۰۹ با مقام معاون کنسول (کنسول دوم) به بوشهر فرستاده شد. او در سال ۱۹۱۳ پس از اقامت کوتاهی در ماداگاسکار دوباره و اين بار با مقام سرکنسول به بوشهر فرستاده شد. در سال ۱۹۱۴ قرار بود واسموس با عنوان سفیر کبیر به مصر برود که این سفر بخاطر آغاز جنگ جهانی اول در بین راه متوقف شد و او به عجله به برلین بازگشت تا اطلاعات خود را درباره ایران در اختیار دولت قرار دهد. او در دوره جنگ جهانی اول سعی در دامن زدن به مبارزات علیه سیاست بریتانیا در جنوب ایران داشت. گاه او را به قیاس لورنس عربستان که مامور انگلیسی بود، «لورنس آلمان» خوانده‌اند.

 واسموس در ۱۹۱۳ به بوشهر بازگشت و با شروع جنگ جهانی اول در به راه انداختن شورش‌هایی علیه منافع بریتانیا در جنوب ایران کوشش کرد. او با سران محلی و رؤسای عشایر جنوب ایران از جمله دزفول، شوشتر و بهبهان روابط مؤثری برقرار کرد. عملیات و اقدام‌های او از پشتیبانی وسیع وزارت خارجه آلمان و قیصر ویلهلم دوم برخوردار بود. گفته می‌شود او به همراه رئیس‌علی دلواری با انگلیسی‌ها می‌جنگید. داستان هایی از تعقیب او و گریزش از نیروهای انگلیسی و وابستگان آن‌ها رایج است.

واسموس پس از پایان جنگ اسیر نیروهای بریتانیا شد و تا ۱۹۲۰ در زندان بود. پس از آن به آلمان بازگشت و سعی کرد از دولت شکست خورده آلمان پولی برای وفا به وعده‌هایی که به عشایر جنوب ایران داده بود بگیرد اما موفق نشد. او بر آن شد که خود به جنوب ایران بازگردد و به وعده‌های خود عمل کند. به این منظور زمینی در اطراف بوشهر خرید تا با کشاورزی درآمدی کسب کند. این کار سر انجامی نداشت و واسموس در سال ۱۹۳۱ فقیرتر از گذشته به آلمان بازگشت و پس از شش ماه درگذشت.

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

 

منبع: وبسایت کنگره آیت الله علم الهدی اهرمی

زندگینامه آیت الله سید مرتضی مجتهد اهرمی

مجتهد اهرمی

مجتهد اهرمی

در سال ۱۳۲۴ ق./۱۹۰۶ م. فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه پذیرفته و صادر گردید که مورد استقبال آزادی خواهان بلوکات و نواحی ایالت فارس و بنادر جنوب قرار نیز واقع گردید. در دوره محمدعلی شاه که حکومت مرکزی با آزادی خواهی مردم به مبارزه پرداخت رهبری آزادی خواهان در بوشهر بر عهده سید مرتضی اهرمی(علم الهدی) بود وی بدنبال فتوای علما از جمله استاد خود آخوند خراسانی و با توصیه و مشورت آیت‌الله سید عبدالحسین لاری و ملا علی تنگستانی و دیگر علما و تجار بوشهر و استمداد از حکام محلی از جمله خالوحسین بردخونی، رئیس عبدالحسین دشتی و رئیسعلی دلواری با همراهی قوای دشتی، دشتستان و تنگستان در سال (۱۳۲۷ ه.ق/ ۱۹۰۹ میلادی) اقدام به خارج کردن نیروهای طرفدار محمدعلی شاه از بندر بوشهر نمود و امورات آن را بدست گرفت. دولت انگلیس که مخالف آزادی خواهان بود نیز به بهانه دفاع از خارجی‌ها و جهت حفظ منافع خود در بوشهر نیروی نظامی پیاده کرد نه ماه شهر بوشهر در اختیار آزادی خواهان بود. دو ماه پس از موفقیت وی دولت مرکزی احمدخان دریابیگی را جهت سرکوب سید و آزادی خواهان به حکمرانی کل بنادر جنوب تعیین گردید که وی با تحریک پراکنده کردن نیروهای مشروطه خواه نمود و شهر دوباره به کنترل نیروهای محمدعلی شاه قرار گرفت. سید به کنسولگری انگلیس برده شد و بدنبال حساسیت مبارزان منطقه از جمله رئیسعلی دلواری جهت تسخیر بوشهر و آزادی سید، دریابیگی وی را بدستور محمدعلی شاه با کشتی به نجف تبعید نمود.[۲][۳] بعلت این تبعید وی از مبارزات جنوب در جنگ جهانی اول بودر افتاد و تا سال ۱۳۰۸ خورشیدی در قید حیات بوده است.[۴]

منابع

↑ تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی دشتی، حبیب الله سعیدی نیا، نشر موعود اسلام، بوشهر (۱۳۸۳)، ص123 – 127.

  1. ↑ تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی دشتی، حبیب الله سعیدی نیا، نشر موعود اسلام، بوشهر (۱۳۸۳)، ص123 – 127.
  2. ↑ تحلیلی بر عملکرد مشروطه خواهان بوشهر سایت آفتاب
  3. ↑ رئیسعلی دلواری (مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت هشتادمین سال شهادت رئیسعلی دلواری)، چاپخانه علوی بوشهر (۱۳۷۳)، ص ۲۱۹.

به نقل از وبسایت: کنگره آیت الله علم الهدی اهرمی

زندگینامه ناخدا عباس دریانورد

ناخدا عباس دریانورد

قريب يكصد سال پيش در يك خانواده دريانورد بوشهري مردي زندگاني مي كرد به نام ناخدا احمد كه با كشتي هاي بادباني علاوه بر اين كه سرتاسر خليج فارس را طي كرده بود، تاسواحل هند و آفريقا و زنگبار هم دريانوردي نموده بود. ناخدا احمد دو پسر داشت، يكي «ناخدا رضا» كه در شط العرب و رود كارون كشتي هاي تجارتي را راهنمايي مي كرد. در حدود سال 1255 هجري شمسي خداوند به ناخدا احمد فرزند ذكور ديگري عطا كرد كه او را «عباس» نام گذاردند.
عباس تحصيلات ابتدايي را در مكتب خانه فرا گرفت و همين كه به سن دوازده سالگي رسيد به همراه پدرش به دريانوردي پرداخت و چون استعداد و هوش بسيار داشت به سرعت در كشتي راني و دريانوردي مهارت يافت. عباس كه بعد ها به «كاپيتان عباس» و «ناخدا عباس» شهرت يافت نام خانوادگي «دريانورد» را براي خود انتخاب كرد از راه مفاخرت گويد:

ليك از فضل خداوند كريم ذوالمنن
وارث دريانوردي باشم از جد پدر

ناخدا عباس در مسافرت ها به واسطه ي معاشرت و آميزش با مردم ممالك خارجه به زبان هاي انگليسي، هندي، آلماني، فرانسوي، و ژاپني آگاهي كامل داشته و با آن ها تكلم مي كرده و اشعاري هم به زبان هندي گفته است.
ناصرالدين شاه قاجار در سال 1319 هجري قمري يك فروند كشتي جنگي به ظرفيت 485 تن از كشور بلژيك خريداري مي كندكه آن را مظفري نام نهادند. تجهيزات اين ناو دو توپ كوچك ته پر و پنج قبضه تفنگ پنج تير بلژيكي بود.
2500 سال بر روي درياها تاليف دريابد فرج ا… رسايي:
معروف ترين فرمانده ناو مظفري «كاپيتان عباس دريانورد» بود كه تجربيات دريايي خود را در سفر هاي افريقا و چين از پدر خود در روي كشتي هاي بادباني آموخته بود.

ناخدا عباس دریانورد

دريانوردي ايرانيان تاليف اسماعيل رائين:
معروف ترين فرمانده ناو مظفري كاپيتان عباس دريانورد بود كه پدر او از ناخدايان معروف جهازات بادي به شمار مي رفت و سال ها به سواحل آفريقا و چين سفر دريايي كرده بود. در يكي از همين سفر ها بود كه پدر وي فوت كرد و او (كاپيتان عباس) كه جواني بي تجربه از فن دريانوردي بود و تنها طي سفر هايي كه همراه پدرش به آفريقا مي رفت اندكي با ره هاي دريايي و سواحل آشنا شده بود و چند بار نيز شخصا سكان كشتي را به دست گرفته بود، عهده دار اداره و هدايت كشتي شد. و كشتي بدون ناخدا را از زنگبار به بوشهر رساند.
ناخدا عباس دريانورد در مقام فرماندهي كشتي مظفري به درجه كاپيتاني ارتقا يافت و اجازه پوشيدن لباس فرماندهي دريايي را به دست آورد. او نه تنها چند هزار بيت از اشعار شعراي فارسي زبان را از حفظ داشت بلكه خود نيز شعر مي گفت و بسياري از مرثيه ها و نوحه هاي مذهبي او در سراسر خليج فارس معروف و مشهور است. وي پعد از اين كه كشتي مظفري از كار افتاد فرمانده ناوچه هاي توپدار و ضد قاچاق گمرك بوشهر شد. و در سيزدهم فروردين ماه 1333 در سن هفتاد و پنج سالگي بدرود حيات گفت.
در حاشيه صفحه 739 همين كتاب نوشته شده است كه : «…ذكر اين نكته ضروري است كه ناخدا عباس دريانورد در دوران سلطنت اعليحضرت رضا شاه كبير خدمات بزرگي در شناسايي راه هاي آبي و سواحل ايران براي دولت و نيروي دريايي انجام داد. او كاشف راه دريايي خورموسي تا بندر شاهپور (بندر امام کنونی)و سپس معشور (ماهشهركنوني) است و بيشتر علامت گذاري دريايي در اين راه دريايي با نظر او بعمل آمده است»
چون كاپيتان عباس اطلاعات كاملي از وضع سواحل و خليج فارس داشت، موقعيت خورموسي را معرفي كرد و همين امر سبب شد كه بندر شاهپور در كنار آن ساخته گردد و پس از تاسيس نيروي دريايي كه به امر اعليحضرت رضا شاه كبير صورت گرفت، مدت ها با سمت ناوسرواني عهده دار امور دريايي بندر شاهپور بوده است.
چون اعليحضرت رضا شاه كبير به اطلاعات و تجربيات عميق كاپيتان عباس در امور بندري و دريانوردي واقف بود، ندت شش ناه او را به همراه خود به شمال برد تا در آن جا مطالعه نموده و براي تاسيس نيروي دريايي بحر خزر طرح ها و نظزيات و پيشنهاداتي تقديم دارد.
كاپيتان عباس برخلاف انتظار در سال 1320 شمسي بازنشسته شد و اين امر باعث رنجش او گرديد ـ دوباره در سال 1325 به خدمت فراخوانده شد ـ باز در سال 1329 شمسي بازنشسته شد.
ناخدا عباس سه عيال اختيار كرده است و اولاد او عبارتند از:
1ـ عبدالحسن كه در حيات پدر فوت شده است.
2ـ عبدالحسين كه كارمند شركت نفت بوده و هم اكنون بازنشسته است و در اهواز اقامت دارد.
3ـ بي بيه همسر آقاي سيد جلال نيازمند كارمند بازنشسته گمرك بوده و فوت شده است.
4ـ بمان جان همسر آقاي انصاري است و فعلا در كراچي پاكستان ساكن است.
5ـ حاجيه خانم مريم جان همسر آقاي حاج عبدالكريم سعيدي است و در تهران اقامت دارد.
ناخدا عباس در سن 78 سالگي در سال 1333 هجري شمسي در اهواز و فات يافت و در بقعه امامزاده علي بن محمد زيار مدفون گرديد.
روس سنگ مزار ش اين ابيات را از خود او نوشته اند:
من از خدمت آب و اين خاك پاك
نياسوده ام جز به وقت هلاك

منبع: اين نوشته ها عينا و بدون هيچ گونه دخل و تصرفي در اسامي و القاب افراد از كتاب شرح حال و اشعار ناخدا عباس دريانورد تاليف آقاي علي نقي بهروزي(1356) گردآوري شده است.

به نقل از: وبلاگ ساحل پر ستاره