مراسم زار (لیوا)

مراسم زار (لیوا)

دربارهٔ «زار» اطلاعات زیادى در دست نیست. گویا عقاید مربوط به بادهاى «زار» از راه حبشه در سرزمین‌هاى اسلامى راه یافته است. مراسم مربوط به پایین آوردن زار در جنوب ایران غیر از آداب و رسومى است که در آفریقا و یا خشکى‌هاى دیگر انجام مى‌شود، ولى در هر حال هنوز این معتقدات رنگ و هواى تند آفریقایى خود را از دست نداده است.
اجراى مراسم معمولاً در شب‌هاى چهارشنبه برگزار مى‌شود. باباى زار عده‌اى را مأمور مى‌کند تا چوب خیزران به دست گیرند و دور آبادى و خانه‌ها بگردند. با این علامت زارى‌ها آگاه مى‌شوند که مراسم اجرا خواهد شد. زنان و مردان لباس‌هاى مخصوصى را مى‌پوشند، عطر مخصوص به صورت و تن خود مى‌پاشند و خود را براى رقص و بازى زار آماده مى‌کنند. هفت روز قبل از اجراى مراسم دواى مخصوصى که معجونى است از کندرک، ریحان، گشنه، زعفران، هل، جوز و زبان جوجه (گیاهى است که در کوه مى‌روید) تهیه مى‌‌کنند. باباى زار شخص بیمار را مدت هفت روز در حجاب و دور از چشم دیگران نگه مى‌دارد، بیمار نباید زن، سگ و مرغ ببیند و به طور کلى چشم هیچ زنى چه محرم و چه نامحرم نبایستى بر وى بیفتد (اگر بیمار زن باشد برعکس) فقط بابا و ماماى زار مواظب بیمار است. در تمام مدت حجاب، معجون تهیه شده را بر تن بیمار مى‌‌مالند و مقدارى هم به وى مى‌‌خورانند و دود آن را بخور مى‌دهند. در مجلس رقص، باباى زار مریض را با چوب خیزران مى‌زند و عده‌اى هم که معمولاً زنان و مردان سیاه و خوش صدا هستند با دهل‌هاى کوچک و بزرگ خود مجلس را غنى و پربار مى‌سازند. قبل از شروع مجلس سفرهٔ‌ مفصلى پهن مى‌شود که در آن از انواع غذاها تا گیاهان معطر و ریاحین جنوب و میوهٔ کنار و خرما و گوشت و خونى که براى درمان بیمار لازم است، وجود دارد. خون سر سفرهٔ خون قربانى بیمار است. شخص مبتلا تا خون نخورد باد به حرف در نمى‌آید. در هنگامى که رقص و پایکوبى شروع مى‌شود، ‌ شخص مبتلا نیز با حرکات موزون خود کم‌کم از حالت عادى خارج شده و از خود بیخود مى‌شود و در حالتى شبیه خلسه فرو مى‌رود. در این حال دیگر لهجهٔ باباى زار و شخص مبتلا لهجهٔ فارسى و محلى نخواهد بود، بلکه به زبان هندى و عربى یا سواحلى صحبت مى‌‌کنند. (این در حالى است که در حالت عادى هرگز نمى‌‌توانند هندى و یا سواحلى صحبت کنند).
وزن و آهنگ و ریتم موسیقى در مجلس نقش اساسى برعهده دارد. شخص مبتلا حال خود را نمى‌فهمد. در این میان تنها باباى زار مى‌‌تواند با وى حرف بزند. او از زار مى‌پرسد که اهل کجاست و اسمش چیست؟ و براى چه این مرد و زن را اسیر کرده است؟ زار به زبان خودش و هندى، عربى یا سواحلى جواب مى‌دهد! آنگاه باباى زار مى‌خواهد که زار مرکب خود (شخص مبتلا) را رها کند.
مراسم زار، گاهى چندین شبانه‌روز به طول مى‌انجامد و شخص زار بعد ا زخلاص شدن، براى همیشه در جرگهٔ اهل هوا در مى‌‌آید و به زارى معروف مى‌شود و همیشه باید لباس تمیز و سفید بپوشد و خود را مرتب بشوید و معطر کند، لب به مى نزد و هیچ کار خلافى نکند و گرنه زار دوباره آزارش مى‌دهد. این مراسم از گذشته تا به حال در سواحل و جزایر جنوب برگزار مى‌شود و در گذشته بسیار مفصل‌تر از امروز اجرا مى‌شده است.

 

 

تصاویر مراسم زار در جزیره قشم (۱۳۸۳)

لنج سازی (گلافی)

لنج سازی

لِنج گونه‌ای از کشتی کوچک یا قایق بزرگ باری و مسافری است که در خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند دیده می‌شود. لنج‌ها بر پایه قایق‌های بادبانی رایج در خلیج فارس ساخته می‌شود با این تفاوت که به جای بادبان با موتور حرکت می‌کند. عرشه باز یا نیمه‌باز دارد. از دهه ۱۹۵۰ میلادی موتور بنزینی یا دیزل برای پیشراندن لنج‌ها بکار رفت و امروز بیشتر لنج‌ها موتور دارند.

لنج در فارسی از واژهٔ انگلیسی Launch گرفته شده، که خود آن نیز از واژهٔ اسپانیایی Lancha آمده‌است. در سواحل شرقی آفریقا آن را «دهو» می‌خوانند. در جنوب به کسانی که در کار ساخت لنج می‌باشند جلاف یا گلاف گفته می‌شود.به اتاق ناخدا قماره و به انبار پائینی خن گفته می‌شود. در ایران لنج‌ها در کرانه‌های خلیج فارس بسیار یافت می‌شوند و لنج‌سازی یکی از صنایع بومی مردمان خلیج فارس است.

لنج‌سازى و قایق‌سازى از قدیمى‌ترین و مهم‌ترین صنایع دستى جنوب ایران است و سابقهٔ‌ آن به دورهٔ‌ افشاریه مى‌رسد. این صنعت در سال‌هاى اخیر به واسطهٔ افزایش مبادلات دریایى و صید ماهى از رونق زیادى برخوردار شده است. نیروى شاغل این صنعت منحصر به همان «گلافان»، (سازندگان لنج و قایق) قدیمى است. مصالح اولیهٔ مورد نیاز چوب‌هاى جنگلى مقاوم در مقابل رطوبت براى اسکلت و تخته‌هاى مرغوب هندى به نام ساى براى بدنه آن است. بقیهٔ مصالح از محل تهیه مى‌شود. هنوز وسیلهٔ کار گلافان بسیار ابتدایى است که سبب کندى کار و کمى تولید سالیانه مى‌شود. مهم‌ترین مراکز تولید این صنعت عبارت‌اند از بوشهر، بندر ریگ، بندر گناوه، جزیره شیف و برخى دیگر از بنادر جنوب ایران.

تصاویر زیر کاری از سید علی هاشمی روایتگر لنج سازی در بندر کنگ استان هرمزگان می باشد.

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

لنج سازی

تصاویر از لنگه نیوز

تا به کِی؟ (خلیل تمهید)

خلیل تمهید

رنگ شوريده وحلوا را نديدن تا به كي ؟

جاي ماهي سكن پيكو خريدن تا به كي؟

 

جاي گوشت بره سويا و عدس خوردن بس است

از نداري طعم تلخي ها چشيدن تابه كي؟

 

در كنار منبع گازيم ولي كپسول بدوش

از تعجب لب به دندانها گزيدن تا به كي؟‌

 

صدهزاران بار گفتن هيچ چيز ارزان نشد

شكل مرغان را وراي شيشه ديدن تا به كي؟

 

زير بار خرج خانه قامتم گشته كمان

موجران را خون مستاجر مكيدن تا به كي؟

 

روزو شب تا كي به فكر قبض اب و برق خويش

مثل تار و پود قالي غم تنيدن تا به كي؟

 

روزها در چاله خفتن همچو كفتاري كمين

مثل گرگي آهوان از تو رميدن تا به كي؟

 

جاي آنكه نان رساني بر سر يك سفره اي

از دم تيغ زبانت نان بريدن تابه كي؟

 

با تملق با ثنا با مدح گفتن اينچنين

پشت خود تا كردن و اين سان خميدن تا به كي؟

 

تابه كي دنبال پست وجاه و منصب يا مقام

مثل ماري در پي طعمه خزيدن تا به كي؟

 

همچو گاوان و خران در دشت سبز زندگي

در پي پركردن بطن و چريدن تا به كي؟

 

ميكشد تير و كمان صياد بهر صيد ما

مثل مرغي داخل لانه تپيدن تا به كي؟

 

خنده بر روي لبان ما نمي ايد چرا؟

جاي اشك از ديده هامان خون چكيدن تا به كي؟

 

هر كه امد برسركاري بدادش وعده ها

وعده هاي پوچ و توخالي شنيدن تا به كي؟

 

نيست از ما پرشكسته تر ميان طايران

مرغ عاشق را پر و بالش بچيدن تا به كي؟

 

از گراني و غم نان بين چه امد بر سرم

مثل خرمالو و خرمايي لهيدن تا به كي؟

 

گركه اوضاع اينچنين باشد بگو جانا به من

انتظار صبح روشن را كشيدن تا به كي؟

 

برگرفته از: وبلاگ شخصی خلیل تمهید

سفالگری

سفالگری در بوشهر

بدليل اهميت حياتي آب در منطقه گرم و كم آب بوشهر،  تهيه وسايلي كه بتواند در خنك كردن و خنك نگاه داشتن آب ايجاد نمايد از ديرباز مرسوم بوده و كارگاههاي كوزه گري كه عمدتاً در كنار تهيه وسايل خنك كننده آب به ساخت فرآورده هاي سفالين مورد نياز از قبيل: كوزه آب، كوزه قليان، سر قليان، حب يا حبانه، كشك ساب، كاسه و بشقاب و غيره مي پردازد. خاك مصنوعي مورد نياز سفالگران نيز از معادن موجود در اطراف شهرهاي آنان تأمين مي گردد و شيوه توليد با چرخهاي سفالگري  سنتي مي باشد كه در شهرهاي برازجان، كنگان، ديلم، اهرم و دشتي داير بوده است ولي بتدريج از رونق و فعاليت كنار رفته اند.
مراكز مهم توليد سفال در استان بوشهر عبارتند از:
شهرستان دشتستان و كنگان

آیین های عزاداری استان بوشهر ثبت آثار معنوی کشور شدند

سینه زنی بوشهری

نصرالله ابراهیمی، سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر گفت:  سینه زنی سنتی، مراسم علم کشون، علم گردانی، مراسم شب یازدهم، گهواره علی اصغر، شروه خوانی و تعزیه از جمله آیین های عزاداری محرم و صفر است که درفهرست آثار ملی معنوی کشور به ثبت رسیده است.

وی افزود: بافت تاریخی فرهنگی بندر بوشهر با عمارت های چشم نواز و مردمان ولایی با حس معنویت و شور مذهبی خاص همه آئین های بومی و محلی خود را همچنان حفظ کرده است.

سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر، تصریح کرد: این بافت با تکایا و حسینیه ها و مساجد تاریخی خود نقطه عطف و مرکز برگزرای این مراسم را به خود اختصاص داده است.

ابراهیمی بیان کرد: مردم استان بوشهر هموراه زیباترین جلوه های سوگواری و مراسم سینه زنی و تعزیه را ارائه کرده است.

وی ادامه داد: بافت تاریخی فرهنگی بندر بوشهر با عمارت های چشم نواز و مردمان ولایی با حس معنویت و شور مذهبی خاص همه آئین های بومی و محلی خود را همچنان حفظ کرده است.

سینه زنی بوشهری

سینه زنی بوشهر

این مراسم مذهبی شیعی با نوحه خوانی شخصی که به عنوان پیشخوان یا سرخوان شناخته شده آغاز می گردد.در ابتدای مراسم خردسالان جوانان و دست اندر کاران مسجد گرد پیشخوان در وسط محل برگزاری مراسم حلقه ای دایره شکل تشکیل میدهند که به آن بر می گویند.

در مراسم سینه زنی عده ای مسئول ساختن و کنترل برها می باشند که آنان را بر ساز یا سینه گردان می نامند. شرکت کنندگان برای رعایت نظم و ایجاد فاصله در بر با دست چپ قسمت راست کمر همدیگر  را می گیرند و با دست راست سینه می زنند.سینه زن ها همراه با حرکت موزون پا گرد پیش خوان می چرخند و  با همسرایی در جواب نوحه ی پیش خوان او را همراهی می کنند معمولا در هنگام همخوانی سینه زده نمی شود. حلقه ی سینه زنی رفته رفته با شرکت سینه زنان دیگر گسترش میابد تا جایی که باید میان این بر برای سینه زنان جدید بر دیگری ساخته شود. بدین ترتیب تا آخر مراسم بر ساز افزایش تدریجی سینه زن ها را با ایجاد بر اداره کرده و برای تشکیل بر تازه به جز سینه زن های ماهر محل از افراد سرشناس  و سینه زنان معتبری که از محله های دیگر برای عزاداری امده اند نیز با در نظر گرفتن شرایط سنی آنها استفاده می کند.

سینه زنی بوشهری

این مهم در گذشته به گونه ای رعایت می شده که پس از تشکیل حلقه های سینه زنی در بر های وسط از سایرافراد محلی و جوانان و آخرین برها از خردسالان و دست اندر کاران مراسم تشکیل می شده است.نوحه های پیش خوانی به دلیل کم اهمیت بودن کمتر مورد توجه قرار میگیرند به همین دلیل شعر و اشعار جدیدی بوجود نیامده است. پس از اجرای چهار یا پنج نوحه مختلف زیر واحد زمانی که ریتم سینه زنی و نو حه ها به اوج می رسد نو حه خوان پس از مکثی که حدود ده تا دوازده ضربه سینه زنی به طول می انجامد با گفتن واحد دستوری را برای سینه زن ها صادر می کند.

سینه زن ها که بیش از این همزمان و با جلو و عقب بردن پا ها (برای دور خوردن)بر سینه های خود می کوبیدند به پیروی از دستور واحد فقط یک بار ان هم با جلو آوردن پاهای راست به سینه زنی می پردازند.و به این ترتیب ضربه های سینه زنی به نصف تقلیل می یابد.که بضیها بی درنگ پس از دستور واحد می گویند الله واحد در صورتی که باید بگویند الا واحد یعنی (فقط یکی) درست می باشد. پس از دستور واحد سینه زنی و نوحه خوانی به اوج میر سد و سینه زنانن بویژه آنهایی که در برهای داخلی دایره حضور دارند با هم دست ها را به سوی بالا دراز کرده و هنگام جلو آوردن پاها با خم نمودن بدن محکم به سینه های خود می کوبند.قابل به ذکر است که این نو سینه زنی از مرزهای ایران نیز پا فراتر گذاشته اند و در بعضی از شهرهای شعیه نشین عراق به همین شکل با چند تغییر جزی به سینه زنی می پردازند.

سینه زنی بوشهری

منبع: وبلاگ بوشهریها

بوق شاخی

بوق شاخی محله کوتی بوشهر

در آئین سوگواری در بوشهر و در فراخوانی بنام سنج و دمام ، هنگام نواختن از بوقی استفاده می شود که به بوق شاخی معروف است و هر کسی را یارای دمیدن در آن و نواختنش نیست . قدیمی ترین یادی که از آن در تاریخ شده مربوط به دورۀ صدر اسلام است و ابن خلدون نیز به صدای تیز و رسای آن اشاره داشته .
گفته شده که این ساز از شاخ حیوانی آفریقایی بنام “سیتاتونگا ” ساخته شده .شمار بوقهای شاخی قدیمی در بندر بوشهر به پنج یا شش می رسد و افراد محل و بویژه بانیان مساجد تعصب خاصّی به آن دارند . بطور مثال در مسجد شنبدی فقط در یک یا دو شب بخصوص از آن استفاده می شود . این سازها که از زنگبار تهیه شده قدمتی بیش از یک قرن دارند.
این تصویر مربوط به بوق مسجد شیخ سعدون کوی کوتی است . در یک مورد که نگارنده در جریان آن است فردی از یکی از شهرهای دیگر که به قیمت گزاف حاضر به خریدن آن شده بود با نهیب “حاج هاشم روانان ” بانی مسجد از محل رانده می شود چرا که مردم معتقدند هیچ قیمتی را بر این ساز مقدّس نمی توان گذاشت.
عکس: مهدی روانان
ادیت: پوریا بهرام نژاد

بوشهر نهنگ پیرن- امید غضنفر

امید غضنفر

امید غضنفربوشهر نهنگ پیرن *****خاک پاک مرد دریان
سی خومون ای خاک خینی*****اول و اخر دنیان

پا میبنده بند خاکش*****سی غریبه و خومونی
ای تو پیر دل شکسته*****یاد ایوم جوونی

یاد اون زمون تو باغا*****ادما افتو می کاشتن
هر گلیش که در میومد*****جوی چیشی سحر میذاشتن

مردمون شهر دریا*****شهرمون دل نگرونن
دست تو دست هم که بیلیم*****بندر از مون شادمونن

شهرمو شعر و شعارم  *****ای همه دارو ندارم
زاده بوم مو تویی تو *****خاک تو خاک مزارم

برگردان شعر بومی بوشهر نهنگ پیرن از امید غضنفر

بوشهر مانند نهنگ پیری است که خاک پای مردان دریایی است . برای خودمون ای خاک گرانبها مانند دنیایی است .بوشهر مهمان نواز است و غریبه و آشنا برایش فرفی ندارد و ای کسی که در این شهر پیر شدی از ایام جوانی یاد کن . یاد آن زمان در باغهای خود گل آفتاب گردان میکاشتند و هرکدوم ازاون گلهارو بجای چشمان سحرمیگذاشتند .ای مردم بوشهر و دریا شهرما دلش نگران از این همه بی تفاوتی نسبت به هم است. دستتان را دردست هم بدهید تا شهر از ما راضی باشد . شهر من ای شعر و شعار من ، ای همه دارو ندار من ، من زاده تو هستم و خاک پاک تو خاک مزارم خواهد بود.

شاعر: امید غضنفر

سنج و دمام

دمام زنی بوشهر

از قدیم هر اتفاق مهمی که رخ می داده، اول سنج و دمام نواخته می شده تا آن خبر به سمع مردم رسانده شود. مثلاً ایام عزاداری یا موقعی که می خواستند لنجی تازه را به آب بیندازند یا زمانی که کسی فوت می کرد و می خواستند مردم را برای تشییع جنازه خبر کنند از سنج و دمام استفاده می کردند. معمولا تعداد دمام ها 7 عدد می باشد که 4 تای آنها دمام معمولی است و 2 تای آن که از دمام معمولی بزرگتر است و غمبر نامیده می شود و یکی هم که اندازه آن هم از غمبر و هم دمام معمولی کوچکتر است و و اشکون نام دارد. حتی بند هایی هم که زیر چمبر دمام رد می شود نیز در هر طرف معمولا 7 تا است و این نشان گر مقدس بودن عدد 7 در میان مردم این مناطق است. تعداد سنج ها نیز معمولا بین 5 تا 7 عدد است و یک بوق که از جنس شاخ یک نوع گوزن است و رهبری گروه سنج و دمام را بر عهده دارد. ولی در شب 28 صفر این تعداد به دوبرابر افزایش می یابد. یعنی یک گروه سنج و دمام 7 تایی از یک طرف و یک گروه از طرف دیگر شروع به نواختن می کنند تا به هم برسند و به این دو گروه دمام دو بُرده می گویند. ( به نیت رحلت حضرت رسول (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع))

 damam01

مراسم عزاداري در بوشهر با سنج و دمام آغاز مى شود. در واقع پس از سلام و دعاى آخرين روضه خوان، بلافاصله شیپور به صدا در مى آيد.

 بوق كه ازنخستین سازهای بادی موسیقی است از شاخ نوعى گوزن آفریقایی به نام سیتا کانگا در جنگلهای تانزانیا زهیر و زامیبیا ساخته میشود و زيبايى ظاهرى خاصى نيز دارد، آغاز مراسم را اعلام مى كند. پس از چند لحظه، دمامها که از دو عدد پوست دباغی شده بز تشکیل شده به وسیله ترکه چوبی با ريتم خاص به صدا در مى آيند و سنج ها نيز خود را با دمام هماهنگ مى كنند. گروه سنج و دمام متشكل از هفت دمام و چهار الى ده سنج نواز است. دمامها نيز ترتيب خاص دارند.

 يك نفر در ابتدا ايستاده كه به او اشكون (Eshkoun) نواز مى گويند. در دو سوى او شش نفر (هر سمت سه نفر) قرار مى گيرند. دو نفر نزديكترين به شخص اول غمبر (Qember) نواز نام دارند. نوازنده اشكون وظيفه تغيير در ريتم و در واقع شكستن ريتم را بر عهده دارد تا بر تنوع ساختارى اجرا بيفزايد. غمبرها وظيفه تهييج و تحرك اشكون نواز را بر عهده دارند. ريتم ساير دمامها ثابت است. تركيب سنج و دمام و بوق كه در فواصل با ريتم خاص بر مجموعه افزوده مى شود، جلوه و شكوه خاصى دارد. اين مراسم علاوه بر جنبه اعلام آن، در ايجاد حس و خلق فضا بسيار مؤثر است.گروه سنج و دمام معمولاً از فاصله اى نزديك به جايگاه اجراى مراسم كار خود را آغاز و آرام آرام به سوى جايگاه اصلى حركت مى كنند.

 مدت زمان كار آنها، بسته به اهميت شب اجرا از پانزده تا چهل دقيقه به طول مى انجامد، يك نفر در ميان اجرا كنندگان وظيفه هماهنگى، هدايت و تغيير نفرات نوازنده را عهده دار است.

زمان اجرا، ريتم ثابت و حجم صدايى، محيط و شنونده را در فضايى خاص قرار مى دهد تا هرچه بيشتر خود را براى ادامه مراسم آماده سازد. پس از سنج و دمام، نوحه خوانى آغاز مى شود.

ابتدا پيش خوان، نوحه هاى آشنا و خاصى را خوانده تا دورهاى سينه زنى شكل گيرد. پس از تشكيل چند دور و افزايش نسبى سينه زن ها، نوحه خوان اصلى كار خود را آغاز مى كند. هر مكان اجرا يك پيش خوان و يك نوحه خوان دارد. نوحه خوان اصلى كه معمولاً از شهرت و اعتبار برخوردار است، پس از ورود، علاوه بر افزايش سينه زن ها، سبب ايجاد شور و هيجان خاص در مراسم سينه زنى مى شود. پس از خواندن چند نوحه، نوحه واحد خوانده مى شود و سینه زنی به اوج میرسد .

 در اين فرم علاوه بر مهارت نوحه خوان، سينه زنها با ويژگى و هيجان خاصى سينه مى زنند. با اعلام واحد از سوى نوحه خوان، قدرى فضا شكسته شده و به تدريج با هيجان و التهاب افزونترى ادامه مى يابد .

واحد که یکی از وقایع سحرای کربلا را روایت میکند بر اساس عروض فارسی در وزن فاعلاتن از متفرقات بحر رمل سروده میشود .

در مـراسـم سـینه زنی ، عـزاداران ، یک یا چند دایـره  تشکـیل داده ، با یک دست ، زنجـیـر وار حـلـقـه هـای دایـره راحـفـظ نموده و دست دیگـر را، در حالی که خـم می شـوند ، از زمـین به آسـمان بلـنـد کــرده که مفـهـوم آن پـرواز ملکوتی زمینیان به آسمان یعـنی ازخاک به افـلاک رسیدن است.آنگاه انـدوه فـقـدان عـزیز از دست رفـته را به سینه می کوبند.

پای چـپ را کانـون قــرار داده و با پای راست ، از راست به چـپ ، نـیم دایـره تـرسیم می کنند:( ما ، در این کره ی خاکی ) و ، وحدت و یکـپارچگی خود را با این حـرکات به نمایش می گـذارند.اجـرای این فـعـل در ریتم هایی که واحـد نامیده می شود، در مـدت زمانی صورت می گـیـرد که نـدای نمایـنده ی آنـهـا( سر دسته ) به گـوش می رسد. سپـس با حـرکـتی آرام به سینه زنی ادامه داده و سر مطلع نوحه را به معنای تایید و لبیک ، تکرار می نمایند. تمامی اختیار سینه زنان در دست نماینده ی گروه است .

حرکات آنها گردش بر خلاف عقـربه های ساعت است ، یعنی در جهت مخالف حرکت زمان و برگشت به اصل.هـمان گـردشی که در طـواف خانه ی خـدا صورت می گـیـرد. همان حـرکـتی که در کوچکتـرین ذره ی هـر جسم نهفته است .

تحلیل فلسفی سنج و دمام

در اجـرای سازهای کـوبه ای ، سـنج ، گـذشت زمان را هشدار می دهـد. بـوق ، یاد آور صور اسـرافـیل و دمــــام ضربان قـلـب ( زندگی ) را . تـرتیب و آرایش نـوازنـدگان تابـع مقـررات خاص خـود بـوده و هــریـک از افــراد به اسم خاص نامیده می شوند. اشکون ، غمبـر ، چوب زن ، شیپور زن ، سنج زن ، .

هـرگـروه یک اشکون و یک غمبر دارد. دو چوب زن، نگهداری ریتم اصلی( پایـه ) را بـر عـهـده دارند. تعـدادشان هـرچند نفـر که باشد باید جفت باشد . سنج زن هم به همین ترتیب .

اشکون و غمبر باید مسن تـر ، باتجـربه تـر ، با تقـوی تـر و عارف تـر باشند که مـرتبت اشکون و غمبر بیشتر ازسایر افراد است . اشکون ، دمام زن پـر سابقه، وظیفه ی شکستن ریتم را دارد ( ضد ضرب های به موقع ) جـای او در ابـتدای صف و جای قـنبـر که ریتـم های متناسب راجواب میدهـد و تکـمیل کنـنده ی اشکـون است ، رو به روی اشکون قرار دارد .اگـرچه چوب زن ها و سنج زن هامثل اشکون و غمبر رهــبران گـروه محـسوب نمی شوند اما جایگاه و مقام خاص خود را دارند و بدون وجود آنها اجـرای مـراسم میسر نیست.

شیپور زن که یک نفـر است هـر زمانی را که لازم و مناسب بداند در ساز میان تهی می دمد.گاهی بـرای نالـه کردن ،گاهـی به منظور هشداردادن، گاه برای به خود آوردن دمام زن ها و گاه به منظور رفع خستگی دوستان همگروه خود.

سنج و دمام را در مـراسم اعیاد و جشن ها نیـز به کار می بــرند. اما نـحـوه ی اجـرای آن مـتـفاوت است.

دقـیـقـا” هـمانند نقش سـرنا در سورها و جشن ها و نقـش کرنا در کارزارها و مراسم سوگـواری، آن یکی طرب وشادی و نشاط می آفریند و این یکی چپ یا وارونه می زند تا حزن بیافـریند.

اجـرای سنج و دمام باید انسان را از خود بیخود کند، دل را بـریـزد ، موی را بـر بدن سیخ کند ، اشک را سرازیر کند، باید تهییج کند و با تپش قلب او هماهنگ باشد. باید انقلاب درونی ایجاد کند تا جایی که نوازنده  یا شنونده را زار بگیرد که نوعی حمله ی صرع مانند است . قابل توجه است که شخص زارگرفته را با کوبیدن سنج و دمام نیز به هوش می آورند که خود مراسم دیگری دارد .

گاه، پوست دمـام پاره می شود که اصطلاحا” می گویند، دمام شـهیـد شد،هـمانگونه که این اصطلاح در دف نـیز به کارمی رود . چرا که هردو در طول زمان، خود را سازهای عرفانی معرفی نموده اند .

کماچ

کماچ پزی در بوشهر

کماچ، نوعی نان حجیمست که کنجد و شکر بر روی آن میریزند وبسیار خوشمزه بوده به خصوص در ماه مبارک رمضان بسیار موردتوجه روزه داران می باشد و استقبال زیادی از آن می گردد، کماچ در اصل نوعي صبحانه است ولي از آن به عنوان عصرانه يا شام سبک هم استفاده مي شود و با چاي، شير و مسقطي نیزصرف میگردد.

در گذشته نه چندان دور کماچ پزي ها چهار نوع کماچ شکري، ساده، قلمي، و پنجره اي مي ساختند. امروزه بیشتر کماچ تخم مرغی شکری و قلمی رواج داشته و پخت میگردد. در نقاط ديگر کشور در اشکال مختلف و با طعم هاي متنوع، نان شيرينی هايي را مي سازند که البته با عنوان«کماچ » ازآن ياد مي کنند، اما آن چه که ما بوشهري ها مي سازيم بسيار متفاوت تر از دستپخت هاي ديگران است.

 ما به اين نام ضخيم و پوک که با آرد سفيد گندم و مايه خميري که به وسيله ي نخود لپه درست مي شود « کماچ» اطلاق مي کنيم. روايات تاريخي زيادي در اين خصوص وجود دارد و عده اي به اشتباه ورود اين ماده ي غذايي را از انگلستان گمانه زني کرده اند، اما معتبرترين روايت را بايد از زبان مرحوم «حاج غلامحسين طبيب» که خود علاوه بر اين که از معمرين و بزرگان بوشهر بوده، نانوادار هم بوده است. او در اين خصوص نقل کرده که موثقا شنيده ام که اين ماده غذايي توسط دو برادر از کشور عراق به بوشهر آورده شد و به جهت استقبال عموم جا افتاده شده است. ضمن اين که گفته می شود بیش از 250 سال کماچ سازي در بوشهر قدمت شغلي دارد اما در تالیفات سدیدالسلطنه کبابی درصد سال پیش که شرح کاملی از نان ها وشیرینی جات بوشهری نگاشته است نیز از آن یادی ننموده .به هرحال از استاد کاران کماچ پز بوشهری که امروز متوفی شده اند می توان به: مرحوم استاد رسول مهران پور يکي از قدماي اين صنف سخت و شريف ، که مغازه اش در يکي از کوچه هاي تنگ و باريک محله ي کوتي و در حوالي قنسولخانه انگليس و نزديک به مسجد جامع عرب ها (اهل تسنن) بوده و همين طور، مرحوم محمدگزي در کنار مسجد پیزن ، مرحوم علي گرمسيري، مرحوم نوشادپور حمزه، مرحوم ميرزا علي قلعه گير، مرحوم حسين بنچاري، مرحوم حسين گرگين در خیابان ششم بهمن و …که زنجيره ي ادامه ي اين ماده ي غذايي – ارزشي شهر ما بوده اند. .

مواد لازم جهت تهیه کماچ:

آرد 4 کیلو
مایه خمیر فوری 80 تا 100 گرم
تخم مرغ 15 عدد
روغن 600 گرم
شکر 800 گرم
آب به میزان لازم

این کماچ مثل کماچ شکری است با این تفاوت که نخود لپه و جوش شیرین ندارد.خمیر ساخته شده را به مدت 50 دقیقه گذاشته و سپس به شیوه سنتی که قبلاً توضیح داده شد به همان منوال چانه پهن کرده و کنجد و شکر زده آن را در کوره با حرارت کافی گذاشته و می پزند. در گذشته جهت تهیه کماچ از لپه نیز استفاده میگردیده همچنین جهت پخت ابتدا یک روی آن ودر روز بعد طرف دیگر کماچ های اماده پخت میگردیده.

تصاویر پخت کماچ در بوشهر

کماچ پزی در بوشهر

کماچ پزی در بوشهر

کماچ پزی در بوشهر

کماچ پزی در بوشهر

کماچ پزی در بوشهر

کماچ پزی در بوشهر

عکاس: رضا عنصر سیار