جمعه , ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
خانه / مقالات / فرهنگ بوشهر / ادبیات فولکلور (برگ 2)

ادبیات فولکلور

بلوک- ایرج شمسی زاده

ایرج شمسی زاده

لابد عوض مغز سرش پاره بلوکه هر کی مث مُو ایسو طرفدارِ بلوکه   دل مث سِمِنت* آویده ، جون عینِ بتونه مِن پاک سرو پرتاکِ مُو آثار بلوکه   دَم آل مُتِر آل و گُلَه بَهسن بسکی مَی یاوه بگی یاکُنی همکار بلوکه ؟!   قیل گونیَ کَی یاوه بگی دهسَِ گرونی گُل منگلیه یاکُ سی زِر کار بلوکه ... ادامه مطلب »

دکرک جنگ- سید جعفر حمیدی

سید جعفر حمیدی

هرصب تو خونه ی همساده مون دکرک جنگن کلم ديگه از وهچيره شون گيچن و منگن هی ور می چرن از سر و کول هم و با هم فرياد می زنن ، فکر می کنی توپ و تفنگن چار تا پسرن مثل اجل عين اجنه شيطون پيششون نوم خدا گنگن و لنگن يکيش کچلن يکی ديگه ش مين ری سرش ... ادامه مطلب »

روزآوم و شو واوم- ایرج شمسی زاده

ایرج شمسی زاده

دیندی گَلَه گایَلتون روز آوُم و شو واوُم سی کَهرَه شکاللتون دی واوُم و بو واوُم زر گز عاقلی جامِ،گایَل عُواسی1 پامه گاپون خونه دیندامه تا سیش و دُو واوُم مثل تیلت مَهسُم دَست بده من دهسُم وَغُصّه نَه وَهرَه سُم پی غُصه یَل اُو واوُم نه سیلِ نه بارونِ،نه موج نه طیفونِ اَرس2 چش گریونِ تا سیر شنُو واوُم وَکانَه زَنَل سیرُم ... ادامه مطلب »

لی وی تو (دیوانه ی تو)- خلیل تمهید

خلیل تمهید

عاشق و کشته یه عمری بی اجازه ی تو مونم مسّ او چیش قشنگ و لب غلبی تو مونم انتظار تو مونم هر رو پسین گه تو تیو بین صد قافله دل داده ی رسوی تو مونم چوکیلی بازی نکن پی چیش و ابروت دیگه سیم که اسیر و مُسّر عشوه و غمزه ی تو مونم گل بیگیر شدّه چنن ... ادامه مطلب »

شعر بادنگون- طالب هاشمی

سید طالب هاشمی

  های بادنگون های گوش کن پی تنم لامروت سرت واگردن منم دک بزن ای خونه زلمت خراب می کجا میخی بری پی ای شتاب می نمی شناسی منم ای بی وفا شاید از ما رفته یادت نا نها هم منم که پی تو بیدم مث ککا روز وشو از تو نویمیدم جدا هم منم که ای نبیدت در حضور ... ادامه مطلب »

نمکو- سید جعفر حمیدی

سید جعفر حمیدی

نمکو وختی که جهلش ميگيره داد ميزنه الکی لنده ميده، بيخودی فرياد مي زنه وختی يم حرف می زنه، او خبيلش چر می کنه اگه پاش حرف بزنی ، بيخودی غر غر می کنه پس پريگشو ديدمش وهچيره می زد تو کيچه وهچيرش تو شو تاريک مث تيفون می پيچه تا مو گفتم نمکو قاره نزن، نصپ شون کنگيزش زد ... ادامه مطلب »

تو بلکمی یا مو- سید جعفر حمیدی

سید جعفر حمیدی

ديگروز دلم اشکوندی و ديرم گرفتی شعر جدايی خواندی و ديرم گرفتی شو ، نصپ شو مثل کوکويسو ناله کردم هر شو، تنم لرزندی و ديرم گرفتی از گريه، مرزنگ دو چيشم واز نميشه اشک چيشام خشکاندی و ديرم گرفتی از بسکی اشک داغ رختم ری گلپام تا جيگرم برشندی و ديرم گرفتی مثل پشنگه او که می پاشن ری ... ادامه مطلب »

نمیترسم!!! سید جعفر حمیدی

سید جعفر حمیدی

مو از بَمبک نمی ترسُم مو از کلبوک می ترسم نه از مارو نه از عقرب ز دیماروک میترسم نمی ترسم نه ازگُنج و نه از موری نه از پخچه نه از رشک و نه از نِزگ ونه از نیتوک می ترسم نه از دیوار رُمبیده نه از سَقف گِلُمبیده نه از شاخک. نه از تله. نه از خِفتوک می ... ادامه مطلب »