گرگور

گرگور وسیله ای قیفی شکل برای صید ماهی است که با سیم بافته می شود.البته در گذشته با نی خیزرانی بنام “باصچیل” ساخته میشد… این نی را از کشورهای آسیای جنوب شرقی و در سفر به سرزمینهایی مثل ملیوار(مالابار) به بوشهر می آوردند. نی ها را می خیساندند تا منعطف شود و آنگاه در هم تنیده میشدند در گرگور شکل پذیرد…بعدها از سیم بکسل لنجها با باصچیل ترکیب کردند تا گرگوراستحکام بیشتری یابد…امروز اما تمام گرگورها سیمی هستند. اما حسن باصچیل ها در این بود که چون در آب قرار می گرفتند بو دار میشدند و جلبکها بدور آن منزل میکردند و ماهیهایی که به هوای جلبک وارد گرگور میشدند ، دیگر راه فرار نداشتند.

در تمام فصول، صید با گرگور رایج است و حکم یک بانک را برای صیادان دارد که ماهیانی همچون : سنگسر – هامور – جش – شعری – سکن – حمام (کبوتر) – داغی و … را میهمان سفره ناخدا میکند.

گرگور

گبه بافی

گبه، هنر زخم سر انگشتان دخترکان دیار من ….
شاخص‌ترین محصول صنایع دستی استان بوشهر نوعی فرش بنام گبه‌ است. علاوه برآن بافت انواع قالی و قالیچه در تقاط مختلف روستایی در میان عشایر ساکن در روستاها رایج می باشد .در استان بوشهر بافندگان به دو قشر تقسیم می شوند. یک عده بافندگانی هستند که مواد اولیه را به سرمایه خوشان تهیه می کنند و می فروشند که از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردارند. قشر دیگر به صورت دستمزدی کار می کنند و مواد اولیه را از سایر منابع تحویل می گیرند.

سابقه تاریخی: در هر جا که دام وجود داشته‌ است، انسان به کاربرد پشم گوسفند پی برده و بعدها بافت گبه و گلیم درهمان مناطق معمول شده‌است، روستای شول قدمت دیرینه در گبه بافی دارد. بعد از آن سرمک، رود فاریاب، ده کهنه و غیره…
در این مناطق طرح‌ها بیشتر الهام گرفته از طبیعتی است که در محل زندگی آنان وجود دارد، مانند نقش بز، پرنده و درخت که در قالی و گبه‌ها دیده می‌شود. ممکن است به صورت طرح بندی باشد، یعنی یک قطعه از طرح در سر تا سر فرش چه در طول چه در عرض تکرار شده باشد. طرح هندسی هم در بافته‌ها یشان دیده می‌شود گبه‌های این مناطق صادراتی هستند و برای کشورهای اروپایی سفارش می‌گیرند. گبــه‌های امروزی با استفاده از طـرح‌ها و نقش‌های که به بافندگان داده می‌شود آماده می‌شود و طرح‌ها اصالت دیرین را ندارند. در گذشته همه گبه‌ها به رنگ خود پشم بافته می‌شد و رنگ دیگری نداشت.

مشخصات یک گبه مرغوب:

1-دار محکم باشد .
2-چله کشی به خوبی انجام شده باشد.
3-گره باید محکم زده شود.
4-شانه به خوبی زده شود.
5-نخی را که بعد از گره زدن می بافند، به اصطلاح زنجیری، که در روستای شول به آن تپ کو می گویند به خوبی بافته شود و روی آن شانه زده شود.

لی وی تو (دیوانه ی تو)- خلیل تمهید

خلیل تمهید

عاشق و کشته یه عمری بی اجازه ی تو مونم

مسّ او چیش قشنگ و لب غلبی تو مونم

انتظار تو مونم هر رو پسین گه تو تیو

بین صد قافله دل داده ی رسوی تو مونم

چوکیلی بازی نکن پی چیش و ابروت دیگه سیم

که اسیر و مُسّر عشوه و غمزه ی تو مونم

گل بیگیر شدّه چنن وختی گل ری تو هسی

که تو هف سنگ  همیشه طالب شدّه ی تو مونم

خیط و قلاب نسون بهر هداک دل مو

که تو گرگورم و دیونی شیدی تو مونم

صد کشه گفتم و بازم یه کشی دیگه میگم

تا قیومت ای ((خلیلو )) میگه لی وی تو مونم

 

منبعوبلاگ شخصی خلیل تمهید

شعر بادنگون- طالب هاشمی

سید طالب هاشمی

 

های بادنگون های گوش کن پی تنم
لامروت سرت واگردن منم
دک بزن ای خونه زلمت خراب
می کجا میخی بری پی ای شتاب

می نمی شناسی منم ای بی وفا
شاید از ما رفته یادت نا نها

هم منم که پی تو بیدم مث ککا
روز وشو از تو نویمیدم جدا

هم منم که ای نبیدت در حضور
تکه میرفت از گلیم دومن و زور

هر زمانی سفرمون ویمی دراز
صدر مجلس می نشندیمت و ناز

پشت پا ای میزن وت اغنیا
می گرفتیمت بغل ما بی ریا

ای نمیخواسن تنه بعضی پشیز
باز بیدی پیش ما خیلی عزیز

تا تو ارزون بیدی و کم مشتری
غصه از ما دیر بی مهنت بری

می چتو یک دفعه واویدی گرون
ری زمین بیدی و رفتی آسمون

می چه واوی کین چنین واویدیه
پی بزرگون هم نشین واویدیه

روغنی میخوام بدونم یا پنیر
یا برنج صادراتی ای فقیر

ای کلوکت از تنت واوو جدا
می بخوالت پسه ای یا لوبیا

ریت و الانت سیاه تر بو هنی
می تنم مرغی که پی ما دشمنی

او کسی که مرغ سه نومت نها
تعنه بی راسی نگیرش ری سیاه

الغرض ای قاتغ نون فقیر
ایقه سی طالو خوته بالا نگیر

تو غلامی جون مو شاهی نکن
هم سری پی مرغ و پی ماهی نکن

ای دراری پر بری تا ور فلک
ای بادنگون هم نشینی پی للک

راست گفت شاعر که ای روزی گدا
معتبر واوی ویمو بی خدا

شاعر: سید طالب هاشمی

کلیپ صوتیبادنگون

 

نمکو- سید جعفر حمیدی

سید جعفر حمیدی

نمکو وختی که جهلش ميگيره داد ميزنه
الکی لنده ميده، بيخودی فرياد مي زنه
وختی يم حرف می زنه، او خبيلش چر می کنه
اگه پاش حرف بزنی ، بيخودی غر غر می کنه
پس پريگشو ديدمش وهچيره می زد تو کيچه
وهچيرش تو شو تاريک مث تيفون می پيچه

تا مو گفتم نمکو قاره نزن، نصپ شون
کنگيزش زد تو دلم، گفت به مو چه هرکی خوون
سيش ميگی خنده نکن، خنجه غلوقت مي کنه
سيش ميگی منگه نده، اق و بلوقت می کنه
وختی سيلش می کنی، فوری زبونک می زنه
وختی جنبش می شينی، بيخودی برمک می زنه
وختی قهرن با کسی، هی ری زمين تف می کنه
وختی پات آشتی ميشه هی تو جومش مف می کنه
لک و لنجش هميشه تر ترک و آويزونن
چک و چيلش هميشه شل شلک و ناميزونن
صورتش چرب و چيلی گنجه فراغش چپلن
وختی که رو می کنه خل ميشه انگاری شلن
بعضی وختا که دلش تنگن و خلقش نخشن
اف و نالی ميکنه انگاری باد بچشن
همه ميگن نمکو خل شده آواز ميخونه
دهنش واز ميکنه با دهن واز ميخونه
نميدونن غم گتی تو دلش پر ميزنه
غم و غصه جيگرش را مث نيشتر می زنه
اگه عقلش سبکن درد دلش سنگينن
نه کسی داره نه کاری ، سی همی غمگينن

 

واژه نامه شعر محلی نمکو از سید جعفر حمیدی

نمکو = نمکی، نام. اسمی است که برای فرزندان پسر انتخاب می شود البته غير از نام شناسنامه است معمولاٌ اين نام چون مشتق از نمک است جهت تبرک و جلوگيری از چشم زخم روی فرزندان پسر گذاشته می شود
جهل = عصبی شدن
لنده = غرغر کردن
وختی يم = وقتی هم
پاش = با او
اوخبيله = آب دهان که از دهان و کنار لب سرازير می شود
پس پريگشو = پس پريشب
وهچيره = فرياد ترسناک
شو = شب
تيفون = طوفان
کيچه = کوچه
قاره = داد و فرياد
نصپ شون = نصف شب است
کنگيزه = آرنج
به مو چه = به من چه
خوون = خواب است
سيش = برايش
خنچه غولوق = قلقلک دادن
منگه = زيرلب غرغر کردن
اق و بلوق = از گلو صدا درآوردن – صدای استفراغ درآوردن
وختي = وقتی
سيلش می کنی = نگاهش می کنی
زبونک = زبان در آوردن از دهان برای تمسخر
برمک = از کلمه برم = ابرو انداختن – چشمک زدن
جومه = جامه
لک و لنج = لب و لوچه
ترتروک = خيس – نمدار
چک و چيل = دهن – مجموعه چانه و لب و دهن
شل شلک = سست – آويزان
گنجه فراغ = زير پيراهن
خل = خم

 

شاعر: سید جعفر حمیدی

دانلود کتاب”گزیده داستان های صادق چوبک”

صادق چوبک

عنوان کتاب: گزیده داستان های صادق چوبک

نویسنده: صادق چوبک

نوع فایل: PDF

تعداد صفحات: 45 صفحه

شامل زندگینامه صادق چوبک و داستان های:

  • یحیی
  • عدل
  • چرا دریا توفانی شده بود
  • توپ لاستیکی(نمایش در یک پرده)
  • چشم شیشه ای

[button color=”blue” size=”small” link=”http://bushehri.persiangig.com/document/gozide%20choobak.pdf” target=”blank” ]لینک دانلود کتاب[/button]

تو بلکمی یا مو- سید جعفر حمیدی

سید جعفر حمیدی

ديگروز دلم اشکوندی و ديرم گرفتی
شعر جدايی خواندی و ديرم گرفتی
شو ، نصپ شو مثل کوکويسو ناله کردم
هر شو، تنم لرزندی و ديرم گرفتی
از گريه، مرزنگ دو چيشم واز نميشه
اشک چيشام خشکاندی و ديرم گرفتی
از بسکی اشک داغ رختم ری گلپام
تا جيگرم برشندی و ديرم گرفتی
مثل پشنگه او که می پاشن ری بلتش
تش تو دلم پاشوندی و ديرم گرفتی
مين سرم، بسکی تروندم دونه دونه
انگار مينام ترزندی و ديرم گرفتی
سنگم زدی، هيچی نگفتم دس آخر
خين تو دلم پشکندی و ديرم گرفتی
امشو درنگه بر لبم خشکيده از غم
دس و دلم کرچندی و ديرم گرفتی
انگار خرنگ تش نهادی زير پهليم
زونيم تو تش پلکندی و ديرم گرفتی
تو بلکمی يامو، بپرس از اهل بوشر
آخر خونه م رمبندی و ديرم گرفتی

واژه نامه شعر محلی تو یا مو از سید جعفر حمیدی

ديگروز= ديروز
اشکندی = ش****تی. از مصدر اشکندن
ديرم گرفتی = از من دوری کردی
شو = شب
نصپ شو = نصف شب
کوکويسو = کاکايوسف – نام محلی قمری است که با آوازی شبيه ناله می خواند و برای ناليدنش افسانه ای در بوشهر رواج داشته است
مرزنگ = مژه چشم
دو چيشم = دو چشمم
واز نميشه = باز نميشود
گلپام = گونه هايم – گلپ = گونه ، لپ
برشندی = از مصدر برشندن به معنی سرخ کردن و برشته کردن
پشنگه = قطرات آب که پاشيده می شود
ری = بر وزن فی = روی
بلتش ‌BELTASH = خاكستر
تش = آتش
پاشوندي = پاشيدي، ريختي
مين = مو
بسكي = از بس كه
تروندم = از مصدر تروندن = با دست كشيدن
انگار ONGAR = مثل اينكه ، گويا
مينام = موهايم
ترزنديTERZONDI = از مصدر ترزاندن = روي آتش سوزاندن يا سوختن
بلكم BOLKOM = بلكامه، خودخواه
يا مو = يا من
رمبندي = از مصدر رمبانيدن = ويران كردن ، خراب كردن

 

شاعر: سید جعفر حمیدی

صدفسازی و تاكسي درمی

تاکسیدرمی و صدفسازی

اگرچه ساخت كالاهاي زيباي صدفي و خشك كردن موجودات دريائي در استان بوشهر هم به چشم مي خورد ولي به نسبت سواحل طولاني استان و وفور صدف و گوشواره هاي متنوع دريائي كالاهاي جذاب و زيباي صدفي در استان رشد لازم را پيدا نكرده است. شايد علت اين امر فقدان كارگاه‌هاي مجهز و عدم توليد كالاهاي ارزشمند صادراتي  باشد كه باعث ايجاد درآمد و رونق كافي مي‌گردد. لذا در صورت ارائه طرح‌هاي مورد پسند بازراهاي صادراتي خارج از كشور و با ايجاد كارگاه‌هاي مجهز و اعزام صنعتگران به نمايشگاه‌هاي ذيربط امكانات بالقوه توسعه اين رشته از فعاليت هاي مولّد و ارزآور نيز وجود دارد كه نيازمند حمايت و سرمايه گذاري لازم و ايجاد انگيزه كافي مي باشد.

با این وجود تقریبا در تمامی نواحی ساحلی استان بوشهر می‌توان محصولات صدف‌سازی و تاکسیدرمی را که متقاضیان زیادی را نیز به خود جلب کرده اند یافت.

 

نمیترسم!!! سید جعفر حمیدی

سید جعفر حمیدی

مو از بَمبک نمی ترسُم مو از کلبوک می ترسم
نه از مارو نه از عقرب ز دیماروک میترسم

نمی ترسم نه ازگُنج و نه از موری نه از پخچه
نه از رشک و نه از نِزگ ونه از نیتوک می ترسم

نه از دیوار رُمبیده نه از سَقف گِلُمبیده
نه از شاخک. نه از تله. نه از خِفتوک می ترسم

نه از کرکاب مادر زن. نه از فیت برادرزن
نه از جاروف خواهر زن. ز قارقاروک می ترسم

نمی ترسم نه از غُمبه نه از لُنده نه از مُنگه
میون هیرو ویر امّا. زلُه پرتوک می ترسم

نه از سوس و نه از پیسو. نه از هر آدم فیسو
نه از گبگو. نه از لُقمه نه از زَهروک می ترسم

نه از فیکه. نه از لیکه. نه از قدقد. نه از قیقه
نه از شوپر. نه از کُمتَر. نه از پیلسوک می ترسم

نه از غول و نه از غولک نه از زخم و نه از کورک
نه از بوم و نه از ناکو نه از سنبوک می ترسم

نه از طعنه نه ازر کُچّه نه از بهتون نه از تهمت
مو از حرف حرفک هر آدم مشکوک می ترسم

قسم بر لنگوته جاشو، چيش کور منجله ماشو
که تا جيب گدا پر گشت از مسکوک می ترسم

خدايا بندر بوشهر را از غم رهايی ده
که از تحلی غم مثل خيار تحلوک می ترسم!

واژه نامه ی شعر نمیترسم از سید جعفر حمیدی

بمبک= کوسه ماهی
کلبوک = مارمولک کوچک
ديماروک = مارمولک بزرگ
گنج = زنبور
رشک = تخم شپش
نزگ = تخم شپش
نيتوک = نوزاد شپش
موری = مورچه
پخچه = مگس
رمبيده = ويران شده
سفق = سقف
گلمبيده = سوراخ شده
خفتوک = نوعی تله
کرکاب = کفش چوبی
فيت = مشت
غمبه – لنده – منگه = غرغر کردن ، بداخلاقی
هيرو وير = در اين اثنا، در حين
له پرتوک = هل دادن
سوس = نوعی ماهی غير خوراکی دريايی
پيسو = دلفين
فيسو = متکبر
گبگو = خرچنگ
لقمه = سفره ماهی
زهروک = زنبور دريايی که گزيدن آن دردناک است
فيکه = سوت زدن
ليکه = فرياد زدن
قدقد – قيقه = صدای مرغ و خروس
شوپر = شب پره
کمتر = کبوتر
پيلسوک = پريسوک ، چلچله
جيجوق = بچه قورباغه – نوزاد قورباغه
کربک = قورباغه
شنيوک = بچه خرچنگ
کوگ = کبک
کوکر = کبک انجير
خردل – پيدم – پندوک = سه پرنده کم جثه حلال گوشت
مشکو – ماشو – گرگو – زاغو = نام بچه بخاطر تبرک و جلوگيری از چشم زخم البته نام دوم و غير شناسنامه ای
چيش بندوک = چشم بندی
ماشو = ماشاءالله – نام مرد
بوم – ناکو – سنبوک = نام سه نوع کشتی
کچه = طعنه
لنگوته = لنگ دور کمر
کورمنجله = تراخمی
تحلی = تلخی
خيار تحلوک = حنظل، هندوانه ابوجهل

قیمه بوشهری

قیمه بوشهری

مواد لازم برای قیمه بوشهری

لپه 500 گرم

گوشت 250 گرم
سیب زمینی 1 عدد
پیاز 1 عدد بزرگ!
زیره 2 قاشق چای خوری
لیمو عمانی مقداری
رب گوجه 2 قاشق عذاخوری
ادویه به میزان لازم

طرز تهیه:

پیاز رو سرخ میکنیم زردچوبه رو بهش اضافه میکنیم گوشت رو میریزیم توی پیاز سرخش میکنیم. (گوشت رو میشه همراه با لپه جوش داد). لپه رو جدا میگذاریم بپزه. وقتی گوشت و پیاز رو تفت دادیم یه مقدار به اندازه نیم لیوان آب بهش اضاف میکنیم و سیب زمینی رو هم اضاف میکنیم. وقتی همه اینا پختن با گوشتکوب میکوبیمشون.

خب وقتی همه مواد رو کوبیدین دوباره همه رو بگذارید روی اجاق رب گوجه و یک لیوان آّب و زیره کوبیده شده رو به قیمه اضاف میکنید.
در آخر هم کمی لیمو عمانی میریزید توش..

منبع: وبلاگ قاتق