تا به کِی؟ (خلیل تمهید)

خلیل تمهید

رنگ شوريده وحلوا را نديدن تا به كي ؟

جاي ماهي سكن پيكو خريدن تا به كي؟

 

جاي گوشت بره سويا و عدس خوردن بس است

از نداري طعم تلخي ها چشيدن تابه كي؟

 

در كنار منبع گازيم ولي كپسول بدوش

از تعجب لب به دندانها گزيدن تا به كي؟‌

 

صدهزاران بار گفتن هيچ چيز ارزان نشد

شكل مرغان را وراي شيشه ديدن تا به كي؟

 

زير بار خرج خانه قامتم گشته كمان

موجران را خون مستاجر مكيدن تا به كي؟

 

روزو شب تا كي به فكر قبض اب و برق خويش

مثل تار و پود قالي غم تنيدن تا به كي؟

 

روزها در چاله خفتن همچو كفتاري كمين

مثل گرگي آهوان از تو رميدن تا به كي؟

 

جاي آنكه نان رساني بر سر يك سفره اي

از دم تيغ زبانت نان بريدن تابه كي؟

 

با تملق با ثنا با مدح گفتن اينچنين

پشت خود تا كردن و اين سان خميدن تا به كي؟

 

تابه كي دنبال پست وجاه و منصب يا مقام

مثل ماري در پي طعمه خزيدن تا به كي؟

 

همچو گاوان و خران در دشت سبز زندگي

در پي پركردن بطن و چريدن تا به كي؟

 

ميكشد تير و كمان صياد بهر صيد ما

مثل مرغي داخل لانه تپيدن تا به كي؟

 

خنده بر روي لبان ما نمي ايد چرا؟

جاي اشك از ديده هامان خون چكيدن تا به كي؟

 

هر كه امد برسركاري بدادش وعده ها

وعده هاي پوچ و توخالي شنيدن تا به كي؟

 

نيست از ما پرشكسته تر ميان طايران

مرغ عاشق را پر و بالش بچيدن تا به كي؟

 

از گراني و غم نان بين چه امد بر سرم

مثل خرمالو و خرمايي لهيدن تا به كي؟

 

گركه اوضاع اينچنين باشد بگو جانا به من

انتظار صبح روشن را كشيدن تا به كي؟

 

برگرفته از: وبلاگ شخصی خلیل تمهید

فغون عشق- خلیل تمهید

خلیل تمهید

باز ای عشقن که تو سینه ام فغون کرده به پا

جز صدی خوش کر شدم هیچی نمیفهمم صدا

 

جاش انداخته تو دالون دراز فکر مو

خوش نمیفهمه که عمری پی دلم کرده چه ها

 

ای شدم خیس از نم و شر جیش تو ای سالای سال

زیر جنگ افتوش ظلال بسم از صفا

 

هر چی خوردم خین دل عاشق وعاشقتر شدم

از دسش باور کنین هیچی ندیدم جز جفا

 

دل شده دریا وعشقم مثل جلبوتی ری او

سمری میره بدون گسل و میداف و شرا

 

گاه دبر میره گه عرض گهی سینه به موج

مثل سایه پی مونن از مو نمیگرده جدا

 

خوف کردم از دسش دل ناگرون کارشم

کشتتم از بس که هی سیم کرده امرو وصبا

 

حرف اخر سیم نمیگه مردم از دسش خدا

اخ که میترسم(خلیلو) بیله ری چالی سیا

 

واژه نامه شعر محلی فغون عشق از خلیل تمهید

فغون. فغان

صدی. صدای

ظل لال. سایه بان

جلبوتی. قایقی

سم مری. حرکت شناوربدون هدایت برروی جریان اب

میداف. پارو

شرا. شراع بادبان

دب بر. حرکت شناوردرحالت پشت به باد

عر رض. هنگامی که مسیرحرکت شناورطوری باشدکه امواج به عرض ان برخوردکند

سینه به موج. حرکت شناوربرخلاف مسیرموج دراین صورت موجهابه سینه شناوربرخو.ردمیکنند

گسل. طنابی که باان شناوررامی بندند

چالی سیاه. گودالی که براثر روشن کردن اتش دران سیاه شده باشد این مثالی است برای کسی که همه چیزش راازدست میدهد میگویند فلانی برچاله ی سیاه نشسته.

جنگ افتو.حرارت افتاب.

 

منبعوبلاگ شخصی خلیل تمهید

لی وی تو (دیوانه ی تو)- خلیل تمهید

خلیل تمهید

عاشق و کشته یه عمری بی اجازه ی تو مونم

مسّ او چیش قشنگ و لب غلبی تو مونم

انتظار تو مونم هر رو پسین گه تو تیو

بین صد قافله دل داده ی رسوی تو مونم

چوکیلی بازی نکن پی چیش و ابروت دیگه سیم

که اسیر و مُسّر عشوه و غمزه ی تو مونم

گل بیگیر شدّه چنن وختی گل ری تو هسی

که تو هف سنگ  همیشه طالب شدّه ی تو مونم

خیط و قلاب نسون بهر هداک دل مو

که تو گرگورم و دیونی شیدی تو مونم

صد کشه گفتم و بازم یه کشی دیگه میگم

تا قیومت ای ((خلیلو )) میگه لی وی تو مونم

 

منبعوبلاگ شخصی خلیل تمهید