زندگینامه شیخ حسین چاه‌کوتاهی (سالار اسلام)

شیخ حسین خان چاهکوتاهی

تاریخ مقاومت مردم استان ولایتمدار و استعمار ستیز بوشهر تاریخ پر شکوهی است که به دلیل عدم توجه مناسب به این مولفه مهم فرهنگی، اسناد و نوشته مهم در این خصوص زیر خروارها خاک جای گرفته اند و در آستانه فراموشی قرار دارند.
مهم است که فرزندان این مرز و بوم تاریخ مقاومت ملت خود در برابر سلطه افکنی و دست اندازی بیگانگان، بخصوص استعمار پیر را به خوبی بشناسند به همین منظور جمعی از جوانان استان بوشهر با عنوان “ستاد کنگره بوشهر دو قرن مقاومت” با احساس نیاز به معرفی این تاریخ درخشان سعی دارند با برنامه های مختلف و تولید محتوا و خلق آثار هنری و رسانه ای به معرفی این مولفه مهم تاریخی- فرهنگی بپردازند.

  شیخ حسین خان چاه کوتاهی ازجمله خوانین جنوب است که با تجاوز انگلیسی ها به خاک ایران در میانه جنگ جهانی اول مبارزه در برابر دشمنی کینه توزی که در سراسر ایران از نفوذ و قدرت فراوان بر خوردار بود را بر زندگی آرام و بی خیالی بودن را ترجیع داد و در کنار سایر مبارزان جنوب از جمله رئیس علی دلواری، خالو حسین بردخونی، زایر خضر خان اهرمی وغضنفر السلطنه برازجانی و… برای بیرون راندن انگلیسی های متجاوز از هیچ کوشش جانی ومالی دریغ نکرد.

شیخ حسین چاه‌کوتاهی

 شیخ حسین چاه‌کوتاهی، معروف به شیخ حسین خان، ملقب به «سالار اسلام» از فعالان جنبش جنوب ایران و فرماندهان نیروهای تنگستان در برابر هجوم بریتانیا در جنگ جهانی اول و از همرزمان نزدیک رئیسعلی دلواری بود.

زندگی‌نامه

شیخ حسین خان فرزند شیخ احمد، متولد ۱۲۷۳ قمری (۱۲۳۵ خورشیدی) در چاه‌کوتاه حومه شهرستان بوشهر از خاندان دموخ بود که در تحولات محلی نقش داشتند. پدر بزرگ وی شیخ حسین دموخی در ماجرای نبرد قلعه ریشهر در برابر تهاجم انگلیسی‌ها در سال ۱۲۷۳ (قمری) شرکت داشت. پدرش حاکم نواحی چاهکوتاه و احمدی بود و پس از او شیخ حسین خان جای پدر را گرفت.

جنگ با انگلیسی ها

شیخ حسین خان بدنبال انزجار عمومی از تهاجم انگلیس و اعلان جهاد علمایی چون سید مرتضی اهرمی و شیخ محمدحسین برازجانی همراه با زایر خضرخان اهرمی و دیگر خانهای جنوب برای شرکت در جنگ علیه نیروهای بیگانه هم قسم شد. شیخ حسین خان هدف خانهای جنوب را عزل موقرالدوله (حاکم بوشهر)، خروج نیروهای انگلیسی از بوشهر، بازگشت آلمانی‌ها اعلام کرد. شیخ حسین خان در زمان جنگ جهانی اول و اشغال بوشهر توسط انگلیس در سال ۱۳۳۳ قمری ضابط چاهکوتاه بود و در صف مبارزان تنگستانی با اشغالگران جنگید. نبرد تنگستانی‌ها و دشتی‌ها پس از کشته شدن رئیسعلی دلواری تا چندی ادامه یافت و با کشته شدن بعضی مجاهدین از جمله عبدالحسین فرزند شیخ حسینخان و اسیر شدن تعدادی از جمله خالوحسین از دیگر سران مجاهدین به سرانجام رسید.

در پی آن افسران ژاندارمری شیراز، افراد کنسول انگلستان از جمله «فردیک اکنورد» در آن شهر را به اسارت نزد شیخ حسین‌خان و زایر خضرخان به اهرم فرستادند، انگلیسی‌ها درصدد حمله و آزاد سازی افراد خود بودند.

بدنبال آن مذاکراتی بین انگلیسی‌ها و سران تنگستان برای آزادی و مبادله اسرا صورت گرفت و قراردادی در تاریخ هفتم اوت ۱۹۱۵. م/ هفتم شوال ۱۳۳۴. ق در محل سر بَسْت چُغادَک به امضای ماژور تریور، قائم مقام کنسول انگلیس در بوشهر، و زایرخضرخان اهرمی (امیر اسلام) و شیخ حسین خان چاه کوتاهی (سالار اسلام) به انجام رسید. از مهمترین مفاد این قرارداد (صلح نامه) مبادله اسرا و استرداد اسرای تنگستانی و دشتی از جمله خالوحسین دشتی، آزادسازی آلمانی‌های در بنادر خلیج فارس، تحویل دادن اموال توقیف شده اهالی تنگستان توسط انگلیسی‌ها از جمله پس دادن دو هزار تومان پول شیخ حسین خان چاه کوتاهی که در بوشهر گرفته بودند، افتتاح آزادراه بوشهر توسط انگلیسی‌ها و متقابلا مجاهدین تنگستانی، استرداد هشت نفر از اسرای انگلیسی، برقراری امنیت راه شاهی، حفظ خط تلگراف پس از تعمیر آن را متقبل شدند. و سرانجام اسرای خارجی در ازای آزادی خالوحسین و اسرای تنگستانی دربند مبادله شدند.

نگاره‌ای از چهره شیخ حسین خان
نگاره‌ای از چهره شیخ حسین خان

پس از جنگ جهانی اول

پس از جنگ جهانی اول نیز انگلیسی‌ها در قالب پلیس جنوب ایران به سرکوبی مجاهدان ادامه دادند.

در ۱۳۳۶ق در جریان بازگشایی جاده شیراز و طرح احداث راه‌آهن در منطقه، شیخ حسین‌خان و زایر خضر و شیخ محمد برازجانی، که از اهداف انگلیسیها در کشیدن راه‌آهن اطلاع داشتند، استقلال ایران را در خطر دیدند و در نامه‌ای از کنسولگری انگلیس خواستند تا پاسخ دهد که احداث راه‌آهن طبق معاهده با دولت ایران بوده‌است یا خیر و چون انگلیسیها پاسخی ندادند، مجاهدان به قصد نبرد با آنان در چُغادک مستقر شدند ولی، بر اثر خیانت عده‌ای از همراهان خویش، ناچار به عقب‌نشینی شدند. انگلیسیها پس از تصرف چغادک، چاه‌کوتاه را نیز تصرف کردند و شیخ حسین‌خان را، که به چاه‌کوتاه پناه برده بود، وادار به عقب‌نشینی کردند وی در ربیع الاول ۱۳۳۸ قمری ناچار به قلعه فاریاب در منطقه بلوک بوشکان پناهنده شد و جنگ و گریز با انگلیسی‌ها مشغول بود. انگلیسی‌ها، پس از تصرف چاه‌کوتاه، ضابطی آن را به شیخ‌عبداللّه چاه‌کوتاهی، برادر شیخ‌حسین، سپردند.

انگلیسی‌ها چند ماه شیخ‌حسین را تعقیب و با هواپیما مواضعش را بمباران کردند. در آن زمان، به‌جز معدودی تفنگچی کسی با وی نمانده بود.

قسم نامه مجاهدین، شیخ حسین و خالو خضر و احمد اخگر
قسم نامه مجاهدین، شیخ حسین و خالو خضر و احمد اخگر

نبرد آخر و شهادت شیخ

شیخ حسین خان در رمضان-شوال ۱۳۳۸ق درصدد تصرف چاه کوتاه برآمد اما در این امر موفق نشد و در دو کیلومتری چاه کوتاه سنگربندی کرده و آماده نبرد با قوای انگلیس شد.

در بعضی منابع با تاریخی متفاوت آمده‌است وی در شعبان ۱۳۳۸ قمری به اتفاق چند تن از یارانش برای ارسال تلگرام و کسب تکلیف از مرکز، به باغی در نزدیکی چاه‌کوتاه رفت. در آنجا تفنگچیان انگلیسی و پلیس جنوب وی و همراهانش را محاصره و به آنها حمله کردند. قوای انگلیسی‌ها شامل ۱۰۰ پیاده، ۵۰ سوار و یک عراده توپ اتریشی شبانه حرکت کرد و در سپیده‌دم به شیخ حسین خان هجوم آوردند. این عملیات به فرماندهی کاپیتان مون انگلیسی و افراد پلیس جنوب انجام گرفت. پس از مدتی مقاومت شیخ‌حسین‌خان با همه همراهان، از جمله پسرش شیخ‌خزعل، (شعبان ۱۳۳۸ق) در این درگیری شهید شدند. در بعضی منابع دیگر تاریخ شهید شدن آنها ۱۲ شوال ۱۳۳۸ قمری که برابر است با ۸ تیر ۱۲۹۹ش (۲۹ ژوئن ۱۹۲۰م)، نقل شده‌است.

آرامگاه شیخ حسین خان چاه کوتاهی
آرامگاه شیخ حسین خان چاه کوتاهی

پس ازشهادت

شهید ‌شدن شیخ‌حسین، هیجان و اندوه زیادی در میان مردم بوشهر ایجاد کرد. این جنبش و هیجان عمومی در مورد شیخ حسین خان و تقویت روحیه ضد بیگانه، انگلیسی ها را سخت برآشفته می نماید و از طریق کنسولگری خود در بوشهر دم از مخالفت می زنند و اینکه:( [مردم بوشهر] مجاز نیستند نعش او را علنی و به طور احترام وارد کنند؛ یا مخفیانه او را آورده و مدفون سازند و یا روانه عتبات نماید.

این جریانات و خواسته های میهن پرستانه مردم بوشهر باعث شد که در تهران نیز دو روزنامه جدی آن دوران، نشریه عصر انقلاب و نشریه شفق سرخ با چاپ این نامه وارده تاسف خود را از بی کفایتی مقامات محلی که اجازه می دهد بیگانگان در مسائل داخلی کشور تا این حد مداخله نمایند، ابراز کردند.

همین مسائل باعث شد که در حدود چهارسال بعد از شهادت این بزرگ مرد در تاریخ دی ماه ۱۳۰۱خ، شیخ محمد خان فرزند بزرگ شیخ حسین خان چاهکوتاهی به همراه سایر برادرانش احتمالا پس ازچند سالی از امانت گذاشتن پیکر پدرشان، جسد وی را در ابتکار عملی خردمندانه و وطن پرستانه، در امام زاده بوشهر و در جوار شهدای کوه کزی جایی که یکی از سخت ترین جنگ های مردم بوشهر با انگلیسی ها در آن رخ داده دفن نمایند. این عمل با حمایت همه جانبه اهالی بوشهر مورد تحسین و تعقیب قرار می گیرد و بوشهریها در یک اقدام بی سابقه با صرف حدود هفت هزار تومان، با ساخت مرقد و نیز بنای یک مدرسه چهار کلاسه برای کودکان فقیر امام زاده و تامین آب آشامیدنی محل، زمینه تشییع جنازه باشکوهی را برای شهید شیخ حسین خان چاهکوتاهی فراهم کردند.

 مقبره ی شیخ حسین خان چاهکوتاهی و فرزندش شیخ خزعل هم اکنون کنار گنبد امامزاده عبدالمیهمن، واقع درکوی امامزاده از توابع شهر بوشهر قرار دارد.

همین نفرت مردم بوشهر از انگلیسی ها و بخصوص وضعیت فوق العاده ای که با کشته شدن و دفن شیخ حسین خان پیش آمده بود، مخالفت اهالی باقدرت حاکمه و نقش و نفوذ انگلیسی ها در منطقه شکل جدی تری به خود گرفته بود هر آن به مانند جرقه ای بود که انبار باروتی را به فوران شعله و آتش تبدیل نماید.

سنگ قبر شیخ حسین خان
سنگ قبر شیخ حسین خان

 اشعار

ملک‌الشعرای بهار در یکی از شعرهایش به نام «خون خیابانی» اشاره‌ای مختصر به شیخ حسین چاه‌کوتاهی داشته‌است و در پاورقی آن شعر از وی با عنوان «مجاهد ملی معروف جنوب» یاد کرده‌است:

   “خون خیابانی”

در دست کسانی است نگهبانی ایران

کاصرار نمودند بویرانی ایران

آن قوم، سرانند که زیر سر آنهاست

سرگشتگی و بی‌سر و سامانی ایران

الحق که خطا کرده و تقصیر نمودند

این سلسله در سلسله جنبانی ایران

در سلطنت مطلقه چندی پدرانشان

بردند منافع ز پریشانی ایران

نعم‌الخلفان نیز درین دورۀ فترت

ذیروح شدند از جسد فانی ایران

پا‌مال نمودند و زدودند و ستردند

آزادی ایران و مسلمانی ایران

کشتند بزرگانرا و ابقا ننمودند

بر شیخ حسین(۱) و به خیابانی ایران

در پاورقی این شعر از دیوان ملک الشعرا بهار آمده است  :

(۱) شیخ حسین معروف به چاه کوتاهی از مجاهدین خطه جنوب بر علیه استعمارگران انگلیسی بود.

خانواده

از شیخ حسین‌خان هشت فرزند به جا ماند که دوتای آنها بنام عبدالحسین و شیخ خزعل در جنگ با نیروهای انگلیسی کشته شدند. دیگر فرزندان وی شیخ عبدالرسول خان، محمد خان، منصور خان، صالح، ناصر و دختری بنام خیرالنساء می‌باشد. حسین و سیروس چاهکوتاهی (دو فرزند عبدالرسول خان) از نوه‌های سرشناس او می‌باشند.

تصویر وی در کتاب جنگ بین الملل اول
تصویر وی در کتاب جنگ بین الملل اول

 کتاب‌نامه

کتاب‌هایی که در آن به شیخ حسین چاه‌کوتاهی اشاره شده:

شیخ حسین خان چاه کوتاهی: احمد فرامرزی به کوشش سید قاسم یاحسینی.

کتاب دلیران تنگستان: محمدحسین رکن زاده آدمیت.

کتاب فارس و جنگ بین الملل جلد دوم: محمدحسین رکن زاده آدمیت.

منابع

چاه‌کوتاهی دانشنامهٔ جهان اسلام

جنبش جنوب ایران با تکیه بر مردم تنگستان و دمکراتهای فارس، احمد دشتی، بوشهر

منبع: دانا

ویلهلم واسموس: دیپلمات آلمانی در لباس دلیران تنگستان

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱) یک دیپلمات آلمانی بود. او در اولندورف در نزدیکی هانوور به دنیا آمد. پس از تحصیل در رشته های حقوق و شرق شناسی در سال ۱۹۰۹ به خدمت وزارت خارجه آلمان در آمد و در سال ۱۹۰۹ با مقام معاون کنسول (کنسول دوم) به بوشهر فرستاده شد. او در سال ۱۹۱۳ پس از اقامت کوتاهی در ماداگاسکار دوباره و اين بار با مقام سرکنسول به بوشهر فرستاده شد. در سال ۱۹۱۴ قرار بود واسموس با عنوان سفیر کبیر به مصر برود که این سفر بخاطر آغاز جنگ جهانی اول در بین راه متوقف شد و او به عجله به برلین بازگشت تا اطلاعات خود را درباره ایران در اختیار دولت قرار دهد. او در دوره جنگ جهانی اول سعی در دامن زدن به مبارزات علیه سیاست بریتانیا در جنوب ایران داشت. گاه او را به قیاس لورنس عربستان که مامور انگلیسی بود، «لورنس آلمان» خوانده‌اند.

 واسموس در ۱۹۱۳ به بوشهر بازگشت و با شروع جنگ جهانی اول در به راه انداختن شورش‌هایی علیه منافع بریتانیا در جنوب ایران کوشش کرد. او با سران محلی و رؤسای عشایر جنوب ایران از جمله دزفول، شوشتر و بهبهان روابط مؤثری برقرار کرد. عملیات و اقدام‌های او از پشتیبانی وسیع وزارت خارجه آلمان و قیصر ویلهلم دوم برخوردار بود. گفته می‌شود او به همراه رئیس‌علی دلواری با انگلیسی‌ها می‌جنگید. داستان هایی از تعقیب او و گریزش از نیروهای انگلیسی و وابستگان آن‌ها رایج است.

واسموس پس از پایان جنگ اسیر نیروهای بریتانیا شد و تا ۱۹۲۰ در زندان بود. پس از آن به آلمان بازگشت و سعی کرد از دولت شکست خورده آلمان پولی برای وفا به وعده‌هایی که به عشایر جنوب ایران داده بود بگیرد اما موفق نشد. او بر آن شد که خود به جنوب ایران بازگردد و به وعده‌های خود عمل کند. به این منظور زمینی در اطراف بوشهر خرید تا با کشاورزی درآمدی کسب کند. این کار سر انجامی نداشت و واسموس در سال ۱۹۳۱ فقیرتر از گذشته به آلمان بازگشت و پس از شش ماه درگذشت.

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

ویلهلم واسموس (Wilhelm Wassmuss)(۸۸۰-۱۹۳۱)

 

منبع: وبسایت کنگره آیت الله علم الهدی اهرمی

زندگینامه آیت الله سید مرتضی مجتهد اهرمی

مجتهد اهرمی

مجتهد اهرمی

در سال ۱۳۲۴ ق./۱۹۰۶ م. فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه پذیرفته و صادر گردید که مورد استقبال آزادی خواهان بلوکات و نواحی ایالت فارس و بنادر جنوب قرار نیز واقع گردید. در دوره محمدعلی شاه که حکومت مرکزی با آزادی خواهی مردم به مبارزه پرداخت رهبری آزادی خواهان در بوشهر بر عهده سید مرتضی اهرمی(علم الهدی) بود وی بدنبال فتوای علما از جمله استاد خود آخوند خراسانی و با توصیه و مشورت آیت‌الله سید عبدالحسین لاری و ملا علی تنگستانی و دیگر علما و تجار بوشهر و استمداد از حکام محلی از جمله خالوحسین بردخونی، رئیس عبدالحسین دشتی و رئیسعلی دلواری با همراهی قوای دشتی، دشتستان و تنگستان در سال (۱۳۲۷ ه.ق/ ۱۹۰۹ میلادی) اقدام به خارج کردن نیروهای طرفدار محمدعلی شاه از بندر بوشهر نمود و امورات آن را بدست گرفت. دولت انگلیس که مخالف آزادی خواهان بود نیز به بهانه دفاع از خارجی‌ها و جهت حفظ منافع خود در بوشهر نیروی نظامی پیاده کرد نه ماه شهر بوشهر در اختیار آزادی خواهان بود. دو ماه پس از موفقیت وی دولت مرکزی احمدخان دریابیگی را جهت سرکوب سید و آزادی خواهان به حکمرانی کل بنادر جنوب تعیین گردید که وی با تحریک پراکنده کردن نیروهای مشروطه خواه نمود و شهر دوباره به کنترل نیروهای محمدعلی شاه قرار گرفت. سید به کنسولگری انگلیس برده شد و بدنبال حساسیت مبارزان منطقه از جمله رئیسعلی دلواری جهت تسخیر بوشهر و آزادی سید، دریابیگی وی را بدستور محمدعلی شاه با کشتی به نجف تبعید نمود.[۲][۳] بعلت این تبعید وی از مبارزات جنوب در جنگ جهانی اول بودر افتاد و تا سال ۱۳۰۸ خورشیدی در قید حیات بوده است.[۴]

منابع

↑ تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی دشتی، حبیب الله سعیدی نیا، نشر موعود اسلام، بوشهر (۱۳۸۳)، ص123 – 127.

  1. ↑ تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی دشتی، حبیب الله سعیدی نیا، نشر موعود اسلام، بوشهر (۱۳۸۳)، ص123 – 127.
  2. ↑ تحلیلی بر عملکرد مشروطه خواهان بوشهر سایت آفتاب
  3. ↑ رئیسعلی دلواری (مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت هشتادمین سال شهادت رئیسعلی دلواری)، چاپخانه علوی بوشهر (۱۳۷۳)، ص ۲۱۹.

به نقل از وبسایت: کنگره آیت الله علم الهدی اهرمی