بوق شاخی

بوق شاخی محله کوتی بوشهر

در آئین سوگواری در بوشهر و در فراخوانی بنام سنج و دمام ، هنگام نواختن از بوقی استفاده می شود که به بوق شاخی معروف است و هر کسی را یارای دمیدن در آن و نواختنش نیست . قدیمی ترین یادی که از آن در تاریخ شده مربوط به دورۀ صدر اسلام است و ابن خلدون نیز به صدای تیز و رسای آن اشاره داشته .
گفته شده که این ساز از شاخ حیوانی آفریقایی بنام “سیتاتونگا ” ساخته شده .شمار بوقهای شاخی قدیمی در بندر بوشهر به پنج یا شش می رسد و افراد محل و بویژه بانیان مساجد تعصب خاصّی به آن دارند . بطور مثال در مسجد شنبدی فقط در یک یا دو شب بخصوص از آن استفاده می شود . این سازها که از زنگبار تهیه شده قدمتی بیش از یک قرن دارند.
این تصویر مربوط به بوق مسجد شیخ سعدون کوی کوتی است . در یک مورد که نگارنده در جریان آن است فردی از یکی از شهرهای دیگر که به قیمت گزاف حاضر به خریدن آن شده بود با نهیب “حاج هاشم روانان ” بانی مسجد از محل رانده می شود چرا که مردم معتقدند هیچ قیمتی را بر این ساز مقدّس نمی توان گذاشت.
عکس: مهدی روانان
ادیت: پوریا بهرام نژاد

سنج و دمام

دمام زنی بوشهر

از قدیم هر اتفاق مهمی که رخ می داده، اول سنج و دمام نواخته می شده تا آن خبر به سمع مردم رسانده شود. مثلاً ایام عزاداری یا موقعی که می خواستند لنجی تازه را به آب بیندازند یا زمانی که کسی فوت می کرد و می خواستند مردم را برای تشییع جنازه خبر کنند از سنج و دمام استفاده می کردند. معمولا تعداد دمام ها 7 عدد می باشد که 4 تای آنها دمام معمولی است و 2 تای آن که از دمام معمولی بزرگتر است و غمبر نامیده می شود و یکی هم که اندازه آن هم از غمبر و هم دمام معمولی کوچکتر است و و اشکون نام دارد. حتی بند هایی هم که زیر چمبر دمام رد می شود نیز در هر طرف معمولا 7 تا است و این نشان گر مقدس بودن عدد 7 در میان مردم این مناطق است. تعداد سنج ها نیز معمولا بین 5 تا 7 عدد است و یک بوق که از جنس شاخ یک نوع گوزن است و رهبری گروه سنج و دمام را بر عهده دارد. ولی در شب 28 صفر این تعداد به دوبرابر افزایش می یابد. یعنی یک گروه سنج و دمام 7 تایی از یک طرف و یک گروه از طرف دیگر شروع به نواختن می کنند تا به هم برسند و به این دو گروه دمام دو بُرده می گویند. ( به نیت رحلت حضرت رسول (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع))

 damam01

مراسم عزاداري در بوشهر با سنج و دمام آغاز مى شود. در واقع پس از سلام و دعاى آخرين روضه خوان، بلافاصله شیپور به صدا در مى آيد.

 بوق كه ازنخستین سازهای بادی موسیقی است از شاخ نوعى گوزن آفریقایی به نام سیتا کانگا در جنگلهای تانزانیا زهیر و زامیبیا ساخته میشود و زيبايى ظاهرى خاصى نيز دارد، آغاز مراسم را اعلام مى كند. پس از چند لحظه، دمامها که از دو عدد پوست دباغی شده بز تشکیل شده به وسیله ترکه چوبی با ريتم خاص به صدا در مى آيند و سنج ها نيز خود را با دمام هماهنگ مى كنند. گروه سنج و دمام متشكل از هفت دمام و چهار الى ده سنج نواز است. دمامها نيز ترتيب خاص دارند.

 يك نفر در ابتدا ايستاده كه به او اشكون (Eshkoun) نواز مى گويند. در دو سوى او شش نفر (هر سمت سه نفر) قرار مى گيرند. دو نفر نزديكترين به شخص اول غمبر (Qember) نواز نام دارند. نوازنده اشكون وظيفه تغيير در ريتم و در واقع شكستن ريتم را بر عهده دارد تا بر تنوع ساختارى اجرا بيفزايد. غمبرها وظيفه تهييج و تحرك اشكون نواز را بر عهده دارند. ريتم ساير دمامها ثابت است. تركيب سنج و دمام و بوق كه در فواصل با ريتم خاص بر مجموعه افزوده مى شود، جلوه و شكوه خاصى دارد. اين مراسم علاوه بر جنبه اعلام آن، در ايجاد حس و خلق فضا بسيار مؤثر است.گروه سنج و دمام معمولاً از فاصله اى نزديك به جايگاه اجراى مراسم كار خود را آغاز و آرام آرام به سوى جايگاه اصلى حركت مى كنند.

 مدت زمان كار آنها، بسته به اهميت شب اجرا از پانزده تا چهل دقيقه به طول مى انجامد، يك نفر در ميان اجرا كنندگان وظيفه هماهنگى، هدايت و تغيير نفرات نوازنده را عهده دار است.

زمان اجرا، ريتم ثابت و حجم صدايى، محيط و شنونده را در فضايى خاص قرار مى دهد تا هرچه بيشتر خود را براى ادامه مراسم آماده سازد. پس از سنج و دمام، نوحه خوانى آغاز مى شود.

ابتدا پيش خوان، نوحه هاى آشنا و خاصى را خوانده تا دورهاى سينه زنى شكل گيرد. پس از تشكيل چند دور و افزايش نسبى سينه زن ها، نوحه خوان اصلى كار خود را آغاز مى كند. هر مكان اجرا يك پيش خوان و يك نوحه خوان دارد. نوحه خوان اصلى كه معمولاً از شهرت و اعتبار برخوردار است، پس از ورود، علاوه بر افزايش سينه زن ها، سبب ايجاد شور و هيجان خاص در مراسم سينه زنى مى شود. پس از خواندن چند نوحه، نوحه واحد خوانده مى شود و سینه زنی به اوج میرسد .

 در اين فرم علاوه بر مهارت نوحه خوان، سينه زنها با ويژگى و هيجان خاصى سينه مى زنند. با اعلام واحد از سوى نوحه خوان، قدرى فضا شكسته شده و به تدريج با هيجان و التهاب افزونترى ادامه مى يابد .

واحد که یکی از وقایع سحرای کربلا را روایت میکند بر اساس عروض فارسی در وزن فاعلاتن از متفرقات بحر رمل سروده میشود .

در مـراسـم سـینه زنی ، عـزاداران ، یک یا چند دایـره  تشکـیل داده ، با یک دست ، زنجـیـر وار حـلـقـه هـای دایـره راحـفـظ نموده و دست دیگـر را، در حالی که خـم می شـوند ، از زمـین به آسـمان بلـنـد کــرده که مفـهـوم آن پـرواز ملکوتی زمینیان به آسمان یعـنی ازخاک به افـلاک رسیدن است.آنگاه انـدوه فـقـدان عـزیز از دست رفـته را به سینه می کوبند.

پای چـپ را کانـون قــرار داده و با پای راست ، از راست به چـپ ، نـیم دایـره تـرسیم می کنند:( ما ، در این کره ی خاکی ) و ، وحدت و یکـپارچگی خود را با این حـرکات به نمایش می گـذارند.اجـرای این فـعـل در ریتم هایی که واحـد نامیده می شود، در مـدت زمانی صورت می گـیـرد که نـدای نمایـنده ی آنـهـا( سر دسته ) به گـوش می رسد. سپـس با حـرکـتی آرام به سینه زنی ادامه داده و سر مطلع نوحه را به معنای تایید و لبیک ، تکرار می نمایند. تمامی اختیار سینه زنان در دست نماینده ی گروه است .

حرکات آنها گردش بر خلاف عقـربه های ساعت است ، یعنی در جهت مخالف حرکت زمان و برگشت به اصل.هـمان گـردشی که در طـواف خانه ی خـدا صورت می گـیـرد. همان حـرکـتی که در کوچکتـرین ذره ی هـر جسم نهفته است .

تحلیل فلسفی سنج و دمام

در اجـرای سازهای کـوبه ای ، سـنج ، گـذشت زمان را هشدار می دهـد. بـوق ، یاد آور صور اسـرافـیل و دمــــام ضربان قـلـب ( زندگی ) را . تـرتیب و آرایش نـوازنـدگان تابـع مقـررات خاص خـود بـوده و هــریـک از افــراد به اسم خاص نامیده می شوند. اشکون ، غمبـر ، چوب زن ، شیپور زن ، سنج زن ، .

هـرگـروه یک اشکون و یک غمبر دارد. دو چوب زن، نگهداری ریتم اصلی( پایـه ) را بـر عـهـده دارند. تعـدادشان هـرچند نفـر که باشد باید جفت باشد . سنج زن هم به همین ترتیب .

اشکون و غمبر باید مسن تـر ، باتجـربه تـر ، با تقـوی تـر و عارف تـر باشند که مـرتبت اشکون و غمبر بیشتر ازسایر افراد است . اشکون ، دمام زن پـر سابقه، وظیفه ی شکستن ریتم را دارد ( ضد ضرب های به موقع ) جـای او در ابـتدای صف و جای قـنبـر که ریتـم های متناسب راجواب میدهـد و تکـمیل کنـنده ی اشکـون است ، رو به روی اشکون قرار دارد .اگـرچه چوب زن ها و سنج زن هامثل اشکون و غمبر رهــبران گـروه محـسوب نمی شوند اما جایگاه و مقام خاص خود را دارند و بدون وجود آنها اجـرای مـراسم میسر نیست.

شیپور زن که یک نفـر است هـر زمانی را که لازم و مناسب بداند در ساز میان تهی می دمد.گاهی بـرای نالـه کردن ،گاهـی به منظور هشداردادن، گاه برای به خود آوردن دمام زن ها و گاه به منظور رفع خستگی دوستان همگروه خود.

سنج و دمام را در مـراسم اعیاد و جشن ها نیـز به کار می بــرند. اما نـحـوه ی اجـرای آن مـتـفاوت است.

دقـیـقـا” هـمانند نقش سـرنا در سورها و جشن ها و نقـش کرنا در کارزارها و مراسم سوگـواری، آن یکی طرب وشادی و نشاط می آفریند و این یکی چپ یا وارونه می زند تا حزن بیافـریند.

اجـرای سنج و دمام باید انسان را از خود بیخود کند، دل را بـریـزد ، موی را بـر بدن سیخ کند ، اشک را سرازیر کند، باید تهییج کند و با تپش قلب او هماهنگ باشد. باید انقلاب درونی ایجاد کند تا جایی که نوازنده  یا شنونده را زار بگیرد که نوعی حمله ی صرع مانند است . قابل توجه است که شخص زارگرفته را با کوبیدن سنج و دمام نیز به هوش می آورند که خود مراسم دیگری دارد .

گاه، پوست دمـام پاره می شود که اصطلاحا” می گویند، دمام شـهیـد شد،هـمانگونه که این اصطلاح در دف نـیز به کارمی رود . چرا که هردو در طول زمان، خود را سازهای عرفانی معرفی نموده اند .

موسیقی بوشهر: سبالو

سبالو

سبالو یکی ديگر از شکلهای معمول محلی موسیقی جنوب ایران است که آوازی است که با دایره همراهی میگردد و به وسیله خوانندگانی که دایره وار کنار هم می نشینند، اجرا میشود. خوانندگان هم زمان با اجرای سبالو، شانه های خود را به طرف راست و چپ منظماً حرکت می دهند. رقص و موسیقی سبالو متأثر از موسیقی آفریقایی است.

موسیقی دریا: نیمه خوانی

نی مه خوانی

روزگاري مردم بوشهر ماهيگيري مي‌کردند و لنج مي‌ساختند و با هر ضربه چکش برتن چوب، با يکديگر سخن مي‌گفتند. آن هنگام که تور مي‌انداختند و پارو مي‌زدند و ماهي مي گرفتند، آواز مي‌خواندند تا سرگرم شوند و کمتر احساس خستگي کنند؛ آوازهايي که «ني‌مه» ناميده مي‌شد؛ ني مه ها تنها سرگرم کننده نبود بلکه ماهيگيران و دريانوردان را به هيجان مي آورد و نيرو و توان کارشان را افزون تر مي کرد. اما امروز «ني مه خواني» در بوشهر کمرنگ و ابزار و ادوات مکانيکي جايگزين نيروي انساني شده‌اند و کمتر کسي است که با اين گونه از موسيقي و نغمه هاي آن آشنا باشد.

آواز ني‌مه،  يک تکخوان دارد. بقيه افراد در جواب او با «هله مالي» يا «هله» همراهي اش مي کنند. آواز ني‌مه در واقع، آواز همگاني جاشوان قديم است در آن زمان‌ها که هنوز موتورهاي پر قدرت جاي بازوان مردان پاروزن دريا نگرفته بود؛ آن زمان که هنوز جاشوان و ماهيگران بازو در بازو و نفس در نفس داشتند و بدون همياري و همکاري نمي‌توانستند بر امواج خشمناک دريا غالب شوند، آن زمان که لنج‌ها و کشتي هاي بادباني مسير طولاني زنگبار و مليوار (تانزانيا) را در مي نورديدند . البته اين بدان معنا نيست که ني‌مه ديگر در دل امواج به گوش نرسد چون انسان هميشه نيازمند تلقين وتاييد و ني‌مه بالاترين درجه تلقين در روحيه بخشي به افراد است.

نی مه خوانی
ني‌مه، آواز تاريخي مردان درياست؛ آوازي که انسان را در برابر خشونت دريا پاسداري مي کند. ني‌مه، نگهبان خاطره‌ها و ماجراهاي دريادلان جنوب است . ني‌مه يادگار روحيه مذهبي و نشانه يکتاپرستي نياکان ماست. تا زماني که موج ها بر کناره ساحل دف مي زنند و صداي خوش آهنگ شالوها (مرغان دريايي) به گوش مي رسد، نيمه نيز هواي شرجي درياهاي جنوب را خواهد شکافت و سلام و تسلي و آرامش و ايمان را براي اهالي دريا به ارمغان خواهد آورد.
منبع: بوشهر، افسانه ی فراموش شده